تقویت زبانهـای قومی و افزایش غنای فرهنگی کشور / زبان مادری، چرا و چگونه؟ / خطای اخلاقی و حقوقـیِ مخالفانِ «آموزش زبان مادری» / رنج دائمی انسانِ محروم از «آموزش زبان مادری» / باورهای درونی انسان با زبـان مادری پردازش میشود / زبان مادری باید در « مدرسه » آموزش داده شود / مخالفت با آموزش زبان مادری مخالفت با قانون اساسی است / زبانمادری، زبان زندگی است / حق «آموزش به زبـان مادری» تفسیربردار نیست / نوشتن به زبان مادری درمان است / تدریس زبان مادری در مدارس به مصوبه مجلس نیاز ندارد / تدریس زبان مادری در مدارس موجب تقویت امنیت ملی میشود / حرمت زبان مادری به اندازه حرمت حیات و آزادی است / زبان مادری هویت انسان را شکل میدهد / جایی برای نگرانی دربـاره « زبان مادری » وجود ندارد / زبان مـادری «حق» یا «توطئه»؟ /
مقد مة دکتر عبداللـه رمضان زاده
مقد مة مولف
رهیافت اخـلاقیِ حق زبان مادری در گفتگو با مصطفی ملکیان
رهیافت روانشناختی حق زبان مادری در گفتگو با مصطفی ملکیان
رهیافت عصبروانشناختی حق زبان مادری در گفتگو با دکتر حسن عشایری
رهیافت انسانشناختی حق زبان مادری در گفتگو با دکتر ناصر فکوهی
رهیافت حقوقی حق زبان مادری در گفتگو با اکبر اعلمی
رهیافت آماری حق زبان مادری در گفتگو با دکتر محرم آقازاده
رهیافت آموزشی حق زبان مادری در گفتگو با دکتر محرم آقازاده
رهیافت روانشناختی حق زبان مادری درگفتگو با دکترمحرم آقازاده
زبان مادری از منظر حقوق بینالملل در گفتگو با دکتر اسعد اردلان
زبان مادری و امنیت ملی در گفتگو با دکتر ستار عزیزی
زبان مادری و اندیشه سیاسی در گـفتگو با دکتر فرامرز تقیلو
زبان مادری و هویت انسانی در گفتگو با پروفسور جنوا اسپیترمن
زبان مادری و جهان امروزی در گـفتگو با دکتر کاتلین هوگ
نقدی بر اظهارات اعضای فرهنگستان زبان فارسی، اصغر زارع کهنمویی
زبان به عنوان شاخصترین نشانة ارتباط بشری یکی از دلایل اختلاف میان گروههای انسانـی در قـرون اخیر بوده است.
عدهای برای سخن گفتن به زبانی و دیگران برای جلوگیری از ارتباط برقرار شدن توسط همان زبان به تعارض و گاه کشتار یکدیگر پرداختهاند. تا قبل از دوران روشنفکری در اروپا و مخصوصاً تا پیش از عصر فراسوی آغاز به کار « دولت - ملت » ( Nation - States ) تعارض بر سر زبان چندان جدی نبود. انسانها پذیرفته بودند که به دلایلی هریک از گروههای بشری به زبانی متفاوت سخن میگویند و اعمال فشار شدید برای تغییر زبان یا تکلم به زبان واحد کمتر در تاریخ یافت میشد.
عنصر ملت واحد - زبـان واحد که فرانسویهـای انقلابـی قـرن هجدهم طرفدار و مبلغ آن بودند، مدلی شد برای سایر جوامع در سراسر دنیا و تصور بر آن شد که تبلیغ یک زبان واحد و منع گسترش سایـر زبان های درونی جامعه عاملی خواهد بود در جهت تقویت اقتدار ملی در مقابل بیگانگان خارج از مرزها؛ در حالی که تـا پیش از آن و حتی پس از آن امپراطوریهـای قدرتمند جهانی همیشه چند زبانی بودند. ایـران باستان، روم باستان، عثمانی جدید، ایتران عصر صفوی، خلافت اسلامی، امپراطورهای استعماری بریتانیا و فرانسه، اتریش - هنگری و… همه چند زبانی و به تعبیر فرنگیها Multi - lingual بودند.
غربیها خود از آغاز به مشکلات موجود در اجرای این مدل آگاه بودند و به جز ناسیونالیستهای پرشور فرانسوی، نازیهای آلمان و فاشیستهای ایتالیایی، دیگران به طور جدی مانع از تکلم، آموزش و ترویج زبانهای غیر زبـان رسمی در کشور خود نشدند، اگرچه آن ها نیز یک زبان رسمی بیشتر برنگزیدند.
با گسترش روحیه عـدالت طلبی و برابری خواهـی انسانی در همه زمینههـا از جملـه در فـرهنگ و زبـان قـرن بیستـم، تقاضا بـرای رسمیتیافتن چند زبانی گسترش یافت و کشورهایی مانند سوئیس، بلژیک و کانادا رسماً دو زبانه و یا چند زبانه شدند و در کشورهایی نیز آموزش سایر زبانها به عنوان بخشی از غنای میراث فرهنگی بـه رسمیت شناخته شد. گسترش تقـاضا برای رسمیت یـافتن زبانهای مرسوم غیر از زبان رسمی ملی در سطح جهانـی باعث شد که اعلامیه جهانی تنوع فرهنگـی ( تنوع زبانی به عنوان بخش اساسـی از تنوع فرهنگی) توسط یونسکو در سال 1380 تصویب شود ( جمهوری اسلامی ایران یکـی از مدافعان این اعلامیه به هنگام تصویب بود ) و روز 21 فوریه نیز از سوی یونسکو بـا هدف کمک به تنوع زبانی - فرهنگی به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شد.
در ایـران نیز تـا قبـل از دولت پهلـوی اول و الگوبـرداری او از آتـاتورک همتای ترکیه ای خود، موضوعی به عنوان اختلاف زبانـی در سطح ملـی گـزارش نشده است. سیاستهـای غلط رضاشاه در حوزه های زبانی و فرهنگـی یکی از عوامـل تعارضات پس از جنگ جهانی دوم در سطح ملی شناخته شده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ضمن رسمیت دادن به زبان فارسی، تلویحاً گسترش زبانهای مادری اقـوام ایرانی را زمینهساز غنای فرهنگ ملی دانسته است و بر آموزش ادبیات قومی تـاکید ورزیده است. طبیعی است که آموزش ادبیات قومی نیازمند تقویت زبانهای قومی ایرانی است و این، بر غنای فرهنگی کشور خواهد افزود.
مجموعه حاضر که به کوشش برادرمان آقای اصغر زارع کهنمویی در فضای رسانهای کشور به فـرجـام رسیده، تـلاشی است برای باز کردن باب گفتگو درباره یکی از مسائل استراتژیک ایران. قطع یقین، گفتگو مهم ترین راهکـار عبور از بحرانهـای اجتماعی است. به باور من، گفتگوهـای حاضر که با تنی چند از خبرگان مساله چند زبانهگی در رهیافتهای مختلفِ حقوقـی، سیاسی، اخلاقـی، روانشناختـی، بینالمللی، آموزشـی و زبانشناختی انجـام شده، برای پژوهشهای آینده در مطالعات قومیت، موثر خواهد بود.
سال 2000 سال مهمی برای جهان بود، سالی که جهان صدای تمنای جوانان بنگلادشی را که برای حفظ بنیادیتـرین سرمایه زیستی خود به خیابان آمده بودند، شنید و سرانجـام روزی به نام «زبان مادری» بر صحیفه تـاریخ نقش بست. از آن روز تاکنون، همهساله در سراسر جهان به خصوص در جوامع چندزبانه، برنامههای متنوعی اجرا میشود و یونکسو نیـز، جـایزهای معتبر، به نـام جایزه جهانـی زبان مادری، به یکی از فعالان عرصه زبان مادریِ قومیتها و ملیتها اعطا میکند. روز جهانی زبان مادری بیش از هر جای دیگری، متوجه کشورهایی است کـه از تنوع زبانـی گستردهای بـرخـوردار هستند، تنوعـی که به گفته جنوا اسپیترمن، امـری طبیعـی، میراثـی انسانـی و سرمـایهای اجتماعی است. در این بـاره، کتابها و مقـالات بسیاری نوشته شده و پژوهشگران حوزههای مختلف علوم انسانی، به تبیین حق زبان مادری در رهیافتهای گوناگون پرداختهاند.
به هـزاران تکاپوی فکری و فرهنگـی جهان درباره زبان مـادری، در کشورِ چندزبانه مـا کمتر توجه می شود. ما نه از ایـن جوایـز جهانی خبر داریـم و نه از آن رشتههـای دانشگاهی و ژورنالهای تخصصی و فیلمها و کتابهای متعددِ حقوقی، فلسفی و روانشناختی. هیچیک از اینها به زبانهای مردم ایران ترجمه نشده است. در ایـران، گـروه اندکـی که البته صدای بلندی دارند، میگویند ما را با این روز بزرگ، نسبتی نیست. در مقابـل، بسیاری از متفکران و کنشگران عرصه سیاست و فرهنگ بر این عقیدهاند که چون سرزمین ایران از شانس بزرگ چند زبانگی برخوردار است، باید روز جهانـی زبان مـادری را به تقویم رسمی بیاوریم و افزون بر آموزش این زبانها در مدارس، بدینترتیب هم بهصورت نمادین از زبانهـای غیررسمی خود، حمایت کنیم.
زبان مادری «مقوله» ای صرفاً فرهنگی و مدنـی است که متاسفانه به دلیل کج فهمیهـای متعدد، به «مسئاله»ای سیاسی تبدیل شده است. از یک سو به مثابـه یک حـق نخستین در صدر مطالبات گروههای قومـی قـرار گرفته و از سوی دیگـر، به عنوان یک ضرورت بنیادی در صدر سیاستهای سیاستگذاران قومی نشسته است. زبان مادریآن قدر پردامنه است که می توانست به عنوان یکی از محورهای اصلی انتخابات بسیار متفاوتِ 24 خرداد 92 در متن برنامهها و مناظرههای دولتمردان ارشد نظام قـرار گیرد. حتی اصولگراترین و تمرکزگراترین کاندیداهای این کارزار بزرگ نیز به مساله آموزش زبان مادری اقـوام پرداختند. افـزون بر حسن روحانی، محمدرضا عارف، محسن رضایی و محمدباقر قالیباف که جا به جا و با بسامد بسیار بالا در بسیاری از سخنرانیها و برنامهای خود رفع تبعیضهای قومی و آموزش زبان مادری را به عنوان یک برنامه محوری مطرح میکردند، شخصیت های چون غلامعلـی حـداد عادل و علی اکبر ولایتی نیز، با صدای روشن به حق آموزش زبان مادری اقوام در مدارس صحه گذاشتند.
حسن روحانـی کـه بهگـواه کارشناسان، درصد بزرگـی از بـخش تعیین کنندة سبد رأی خود را مدیـون گـروه های قومـی کشور است، به مدد کارشناسان زبدة سیاستگذارِ خود، رساتر، دقیقتر و صریحتر از بقیه کاندیداها درباره حقوق قومیتها موضع گیری کرد، آموزش زبان مـادری اقـوام را بـا اتـکا به بند 15 و 19 قـانون اساسی، افزون بر مناظرهها و سخنرانیها بهعنوان بند سوم بیانیه سوم خود که به بیانیه قومیتها مشهور است، نیز امضا کرد و با این امضا، یک گام راهبردی بزرگ را در مسیر سیاستهـای قومی نظام جمهوری اسلامی جلو نهاد. فراتر از نهاد قدرت که به نظر میرسد حداقـل بخشی از آن به وجود مساله زبان مادری واقف است و تلاش دارد، رویکردی جدیـد برای مدیریتِ همزمان حقمحـور و مصلحتگرا اتخـاذ کند، تحولی شگرف در میان نهادهای عرصة عمومی از جمله نهاد رسانه، نهاد روشنفکری، نهاد آموزش و نهادِ خانواده رخ داده است. زبان مادری اکنون به یکی
از جدیترین سوژههای کنش در میـان اصحـاب اندیشه و رسانـه تبدیـل شده است. جــامعة ایرانـی بلاخره بعد از سالها سکوت، میخواهد درباره یکی از بنیادیترین مباحث زیست بومِ ایرانِ چنـد فرهنگی به مباحثه بنشیند. افتتاح باب سخن درباره زبان مادری، در رسانهها و محافل روشنفکری، جای بسی امید برای کسانی است که از یک سو نگران « مصلحت » اند و از سوی دیگر در سودای «حقوق بشر» .
زبـان مـادری یـک حق نخستین است. قطعــاً نمیتـوان این حـق نخستین را تحت هیچ شرایطی فرو گـذارد و قطعـاً نمیتـوان بدون نگـاه کارشناسانه به اجـرایـیکـردن آن حــق همت گماشت و البته کار کارشناسی با پیچیدهکـردن مسالـه و سنگ اندازیها و ایرادهای بنیاسرائیلی بسیار فاصله دارد. تأسف اینجا است که گاهـی برخیهـا به نام سخن کارشناسی، آشکارا دروغ پردازی می کنند. مثلا صراحتا ادعـا میکنند آموزش زبان مادری در کشور اجـرایی شده است چـون ارامنه در مدارس خـود هم زبان ارمنی را آموزش میبینند و هـم به زبان ارمنی آموزش میبینند. این کارشناسان متاسفانه محرومیت میلیونها ایرانی کرد و ترک و بلوچ را از آموزش زبان مادری نادیده میگیرند. آنان یا درباره کرد و ترک و بلوچ نگاه فراقومی دارند یا این انسانهای انبوه را بیگانه میپندارند. اگر قوم ارمنی در درون مرزهای ایرانِ پرافتخار میتواند به زبان مادری خود آموزش ببیند و هرگز هم امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، کمترین آسیبی نمیبیند، پس کودکان دیگر اقوام ایرانی از جمله ترکها و کردها و بلوچها و … نیز میتوانند مانندکودکان ارمنی، فارس و آسوری و … به زبان مادری خود درس بخوانند و آب هم از آب تکان نخورد.
اجـرایی کردن اصل 15 قانـون اساسی و تحقـق حـق آمـوزش زبان مادری قطعـا به هرچه بیشتر عادلانه کردن نظام آموزشی خواهد انجامید. از نظر بسیاری از کارشناسان زبده، مساله به حد کافی روشن است. اجراییکـردن مقولة زبان مادری، در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، آموزشی و حقوقی، ضروری و در بعد عملـی بسیار روشن است. عدهای تـلاش دارند برای جلوگیری و سنگا نـدازی، مسالـه را بسیار پیچیـده و بغرنج جلوه بدهند. مخالفـان میخـواهند با ارائه براهینی متناقض و نادرست، مسالـه را از سطح فرهنگی و آموزشی به سطح سیاسی ارتقا دهند و حق آموزش را دقیقا در برابر مصلحت امنیت قـرار دهند. این هنرِ دولتمردان است که آهنگ ایـن مخالفتها را که متاسفانه با مهارت تمام بر ساز وحدت ملی کوک شده، بشناسند. بله، اجرایـی کردن زبان مادری، کار کـارشناسی دقیق میخـواهد اما این کـار کارشناسی باید در متن نظام آمـوزشـی و توسط کارشناسان دلسوز و غیرسیاسی آموزش و پرورش و صد البته با هدف تحقق حق و لحاظ مصلحت کشور انجام شود و نه در محافـل افراطی معلومالحال و توسط گـروهـکهای سیاسی و افراطگرا که نه دل در گـرو نظام دارنـد و نه به حـق قانونی مردم اعتقاد دارند و نه سودای مصلحت کشور دارند. مخالفخوانی ها از حقوق زبانی قومیتها، ریشه در افکار پهلویستی و برتریطلبانة کسانی قرار دارد که هنوز در دوران رضاخان پسمانده اند و در آروزی خواب پریشان غروب آفتاب فـروزان جمهوری اسلامی و طلوع مــرداب رضاخـان هستند. آنهـا نمیدانند رضاخان برای همیشه از این کشور رفته و اندیشه پهلویسم دیگر هرگز و هیچ زمانی به این سرزمین بازنخواهد گشت.
مخالفان حقوق زبانی، بسیار کم شمار و متاسفانه، بسیار پرسروصدا هستند. در تمام سالهایی که نخبگان قومی از عرصة رسمـی دور شدهاند، اینان یکه تاز میدان بودند. انتشار صدها مقاله و گفتگوی بیبنیاد و خلاف واقع در رسانههای مختلف در تحقیر قومیتها و رد حقوق حقة اقوام محصول این یکهتازیها است. به صراحت باید چنین قضاوت کرد، مخالفـان قسمخوردة حقوق قومیتهـا، در این سالها هرچه توانستند، نوشتند و خلق کردند تا ثابت کنند زبان مـادری یعنـی تجزیـة کشور و مطالبة حقوق قومی یعنی جداسری و خیانت و پان فلانیسم. آنها چنان بی پروا از فردای جامعه آگاه شده، دروغ و خلاف و نا حق نوشتهاند که حتـی وقتی این روزهـا زبان مادری به صراحت از سوی مسؤولان ارشد کشور مطرح میشود، هنوز میشود در چشم برخی از آنان ، نگرانـی را خواند که نکند کـودک آذربایجانـی کتاب ترکـی به دست گیرد و کشورمان تجزیه شود! این کنشهای گاه در پوشش دانش، بزرگترین خیانت به سرزمین پر افتخار ایرانیها بوده است. وضعیت حاضر قومیت در ایران و محصول نگارشهای بی مسوولانه این گروهک کمشمار و پرصدا است.
و البته این نگارشهای ناصواب اگرچه گاه برخی را با خود همراه میکرد اما در بعد کلان، هرگز نتوانست در متن عرصة عمومی و در نهاد روشنفکری و همچنین در متن وضعیت سیاسی کمترین تاثیر را بگذارد. امروزه زبان مادری، یک مطالبة گسترده و فراگیر است که افزون بر تودهها و نخبگان قومـی، از سوی بخش بزرگی از جدیتـرین و موثرترین نخبگان فـارس نیز پیگیری میشود چه، آنان برخلاف پهلویستها به این بـاور رسیدهاند که تحقق حقوق زبانـی به تقویت مرزها، تحکیـم امنیت و افزایش اقتدار حاکمیت ملـی و فراتر از آن
به بسط اخلاق، تحقق فرآیند یا مقوله توسعه و گسترش دموکراسی میانجامد. بهعنوان یک روزنامهنگار، این رویکرد بخشی کوچک اما موثر از نهاد روشنفکـری را یک رستاخیز مدنی بزرگ و یک گـام بلند ساختاری بـرای توسعه ایران میدانم. انسان ایرانی نمیتواند سودای تکامل و حضور موثـر و قدرتمند در متن جهـان امروز داشته باشد اما از بنیادیترین سویه های هویتی خود محـروم باشد. این همان دریافت ارزشمندی است که یکی از برجستهترین متفکران توسعه در یک سخنرانی مطرح میکند که ما نمیتوانیم به دموکراسی و توسعه فکر کنیم اما به زبان مادری مردم بیتفاوت باشیم.
اما به دلیل گسست ارتباطی میان نهاد رسانه و نهـاد تفکـر و البته در سطـح فروتـر و به دلیل مقـاومت نهـاد سنتیمانـدة رسانه در برابر اندیشههای جدید و البته تاثیر روایتهای سیاسی از حقوق قومیتها، این رستاخیز بزرگ فکری در میان نهاد روشنفکری نتوانسته خود را در متن عرصه عمومی مطرح کند. در نبود مطالبه یا فشار رسانهای، متاسفانه روشنفکر ایرانی که در دهههای اخیر نسبت به سالهای قبل کمتر مسوولانه عمل میکند، نخواسته، ابتدا به ساکن، دست به کنش بزند. بنابراین بسیاری از روشنفکران اگر چه در درون خود به باور حق زبان مادری قومیت ها رسیدهاند و در جلسات و گعده ها و بحثها، دیدگاههای خود را ارائه کردهاند؛ اما ارائة رسمی این دریافتها متاسفانه کمتر رخ نمایی کرده است. ضروری است نهاد روشنفکری، به این دریافت ارزشمند تاریخی، صورت رسمی ببخشد و فراتر از مباحث دوستانه، دفاع جانانة خود را از زبان مادری، این حق نخستین انسان، ارائه کند.
ناظر به آنچـه آمد، به عنوان یک روزمامه نگار برای کمک به میهن اسلامی بزرگ مان ایران احساس مسئولیت کرده و می کنم.گفتگو بهترین قالب این پروژة بسیار خستهکننده و البته اتهام زا بود. خستهکننده از این جهت که حرکت در مرز خط قرمز رسانهها بسیار سخت است. مواجهه مدام با مقاومت و نگرانی و ترس از چاپ نشدن یا قیچیشدن دلآزار است. و اتهامزا از این جهـت که قومیت بهانه بسیار بزرگـی است در دست مخالفان تا به راحتی دسیسهچینی کنند. سمپاشیها و بدگوییها و تهمتهای آنان علیه این حقیر چنان آشکار و سنگین بود که مـن به تنی چند از روحـانیت فرهیخته و نیز عدهای اندیشمندان متعهد پنـاه بردم و در رواق آنـان دفتر گلایه گشودم. آغـوش گشوده و همدلانة آنان اما مرا بسیار امیدوار کرد.
با وجود مرارتهای بسیار، انجام دهها گفتگوی عمیق با روشنفکران و متخصصان حوزههای مختلف درباره ابعاد متنوع حقوق قومیتهـا، محصول تلاشهای این سالهای یاس و امید بود. بخش بزرگی از این گفتگوها، در رسانههای رسمی کشور ( گاه خلاصه و گاه کامل) منتشر شدهاند و بخشی دیگر، به دلایل متعدد، هنوز در آرشیو شخصیام جا خوش کردهاند. این گفتگوها قطعا آرشیوی غنی برای بهرهگیری پژوهشگران و سیاستگزاران است تا برای پیشبرد اهداف تحقیقاتی و اجرایی خـود، از نظـرات کارشناسیِ صاحب نظران بـرجسته کشور، بهرهمند شوند. صلاح و خیر در این است که این گفتگوها با عناوین و محورهـای جداگانه، به هیئت کتاب درآیند و به صورت متمرکز در اختیار جامعة مدنی و دانشگاهی کشور قرار گیرند.
« برابری و رفـع تبعیض » نخستین مجموعـه از این کار است که با مقدمه پژوهشگـر فـرزانه و پویشگر فداکـار حقوق بشر جناب آقایعمادالدین باقـیِ بزرگـوار منتشر شده است و شامـل 15 گفتگوی تخصصی و تفصیلی دربارة حقوق قومیتها و سیاستهای قومی با کارشناسان برجستهای چون آرش نراقی، صادق زیباکـلام، کاووس سید امامی، حمیدرضا جلایی پور، مجتبی مقصودی و … است. دومین محصول این کار، «پایان تک زبانی» است که به صورت ویژه به « حق زبان مادری» اختصاص دارد. این کتاب که آغاز و فرجام آن، کمتر از یک ماه طول کشیده، شامل 13 گفتگوی تخصصی درباره زبان مادری در رهیافتهای متعدد روانشناختی، سیاسی، حقوقی، بینالمللی، اخلاقی و آموزشی است. هدفِ «پایـان تک زبانی»، ارائه تصویری روشن از مقولة زبان مادری در ابعاد مختلف است تا ضمن تبیین ضرورت تحقـق ایـن حـق بنیادی و پـاسخ به شبههسازیهـای مخالفان، هرگونه نگرانی ممکن، بخصوص نگرانیهای سیاسی برطرف شود. نکته بسیار مهم در اینجا، جایگاه محکم زبان فارسی در ایران است که البته پیگیری و تحقق حقوق زبان اقوام نه به تضعیف که به تقویت آن خواهد انجامید.
مهمان برگ نخست این دفتر استاد مصطفی ملکیان، روشنفکر و فیلسوف برجسته معاصر است که با عنوان «خطای اخلاقی، حقوقی، زیباییشناختـی و مصلحت انگارانه مخالفـانِ «آموزش زبان مادری» در صدر مجموعه نشسته است. تبیین حق زبان مادری در چهار نظام ارزشگذاری حقوقـی، اخلاقی، زیباییشناختی و مصلحتاندیشانه توسط ملکیان اهمیت بسیار دارد چه، او از معدود اندیشمندانی است که این هر چهار حوزه را خوب میشناسد و آنقدر محرم است که سخن بیراه نگوید. او با دلایـل دقیق در هـر چهار نظام ارزشگذارانهثابت میکند، محروم کـردن انسانها از کاربرد زبان مادری، کاری نابجا است. پاسخ او به آخرین پرسش، میتواند بهعنوان نتیجه این بخش از گفتگوی طولانی ما با ملکیان باشد: « با محرومیت انسانها از آموزش زبان مادری، من معتقد هستم نه فقط یک ملت و یک گـروه را از بین می بریم و نه فقط یک نسل را نابود میکنیم، فراتر از آن، انسانیت را از بین میبریم.»
رنج دائمی انسانِ محروم از «آموزش زبان مادری» دومین گفتگوی مجموعه و دومین بخش مصاحبه مبسوط با استاد ملکیان است که این بار به تبیین رهیافت روانشناختی حق زبان مادری پرداخته شده است. در این بخش از گفتگو، ملکیان در تحلیل رنجهای انسانِ محـروم از زبان مادری میگوید: « باید با صراحت گفت زبان مادری من، جهاننگری مرا شکل میدهد و اگر زبان ، جهاننگری مرا تشکیل میدهد کسی که زبان مادری مرا از من می گیرد، در واقع جهان نگری مرا از من گرفته است؛ یعنی مرا در یک مادة خامی به نام جهان سرگردان کرده است. من دیگر الان جهان را بهصورت یک توده آشوب ناک میبینم. من چون از زبان مادری محروم هستم، دیگر نمیتوانم چیزی را از چیزی جدا کنم یعنی من سرگردان شده ام . » بخش دوم گفتگوی ما با استاد مصطفی ملکیان، افزون بر تحلیل چیستی زبان و نسبت آن با هویت و خویشتن انسان، بازخوانی روانشناختی رنجها و محنتهای کسانی روایت میشود که از آموزش و کاربرد زبان مادری محروم میشوند.
رهیافت عصب روان شناختی حق زبان مادری گفتگوی سوم است که با دکتر حسن عشایری، عصب شناس مشهور کشورمان انجـام شده است. این گفتگو بـا تیتر « باورهای درونی انسان با زبان مادریپردازش میشود » ، چهارم اسفند 92 در صفحه نخست روزنامه آرمان منتشر شد. دکتـر عشایری که پژوهشهـای دانشگاهـی متعددی را در حوزه دو زبانگی انجـام داده، تلاش دارد، یافتههـای علمـی خود را درباره اهمیت زبان مادری برای رشد اجتماعی و شخصیتی انسان، چنان دقیق و با بهرهگیری از متدهای علمی ارائه کند که از امکان هرگونه شائبه و احیانا بهره برداری غیرعلمی از این سخنان جلوگیری شود. عشایری در این گفتگو از نقش برجسته زبان مادری در شکلگیری هویت و هیجانات و عواطف انسان سخن میگوید. وی که هیجانات و عواطف را بخش بسیار مهم هویت انسانی میداند، اعتقاد دارد، بسیاری از عواطف آدمی بدون زبـان مادری امکان بیان ندارند. ایـن عصبشناس از « خاطره درمانی » به عنوان یک روش علمی یاد میکند و میگوید: وقتی خودم خاطره درمانی میکنم به زبان آلمانی این کار را انجام نمیدهم. اینجا زبان مادری مـن است که فوران میکند و جانم هیجانی میشود.»
دکتر نـاصر فکوهـی، انسان شناسِ بـرجسته ایـرانـی، از معـدود اندیشمندانی است که در برابر نگاههای جزم اندیش و گاه شوونیستی، مواضع دقیق، عالمانه و به موقع اتخاذ کرده است. چهارمین برگ دفتر پایانی تکزبانی، به تبیین دیدگاههای انسانشناختی او اختصاص دارد. فکوهی در ایـن گفتگو، از « ضرورت تدریس زبـان مـادری در مدارس» سخن میگوید و بر تقلیل زبان و فرهنگ قومیتها به فولکلور و ادبیات شفاهـی، میشورد و میگـوید: « چگونـه است ما زمانی که از فردوسی و مولوی و حافظ و سعدی به حق بهمثابه قلههای فکری اندیشه پارسی یاد میکنیم بحث فولکلور را پیش نمیکشیم ؛ اما حاضر
نیستیم بپذیریم که هر یک از فرهنگهای قومی نیز دارای بزرگان و اندیشمندانی بودهاند که قلههای فکری برای بشریت به شمار میآیند. به همین دلیل است که من این رویکرد را استعماری میدانم . » این گفتگو سوم اسفند در صفحات 8 و 9 روزنامه شرق منتشر شد.
این نخستینبار نیست که مساله « تدریس زبان مادری در مدارس» هم در سطح رسانهها و هم از زبان مسوولان کشوری مطرح میشود. پیش از ایـن نیز بارها و بارها کنشهای بسیاری برای اجرای اصول مغفول مانده قانون اساسی درباره زبان مادری قومیتها صورت گرفته است. بیشک در این سالها اکبر اعلمی، حقوقدان و نماینده پیشین مجلس یکی از جدیترین کنشگران زبان مادری در درون مرزهای حاکمیت بوده است. این نماینده تبریز دو بار طرح اجرایی کردن اصل 15 را به صحـن مجلس برده و هـر دو بار هم در مجلس اصلاحات و هم در مجلس اصولگرایان با رای منفی مواجه شده است. تبارشناسی مخالفتها و البته مطالبات جدی اقوام محتوای پنجمین گفتگوی این مجموعه را شکل میدهد. اعلمی در بخشی از گفتگو میگوید: « با وجود اصول شفاف و صریح در قانون اساسی، کسانی که مانع از عملیاتیشدن این اصول شده و آشکارا با آن مخالفت میکنند عـلاوه بر ایـن که عدم اعتقاد و التزام خود به قانون اساسی را اثبات میکنند، بلکه طبق قانون اساسی، مرتکب جرم نیز میشوند و قابل پیگرد قضائـی هم هستند.» این گفتگو با تیتر « مخالفت با آموزش زبان مادری مخالفت با قانون اساسی است » ، دوشنبه ششم اسفند در صفحه 8 روزنامه اعتماد منتشر شد.
گفتگوی ششم مجموعه « پایـان تـک زبانی » بـه بررسی آمـاری وضعیت زبانی در ایران و جهـان اختصاص دارد. این گفتگو با دکترمحرم آقازاده مشاور آموزشی سازمان ملل متحد انجام شده است. وی که پژوهشهای بسیاری در حوزه زبان مادری در ایران و کشورهای مختلف درباره زبـان مادری انجام داده است، در این گفتگو به تحلیل آماری وضعیت زبانی در جهان و بخصوص خاورمیانه و نگاه یونسکو به نقش تنوع زبانی در توسعه کشورها پرداخته و از نبود آمار زبانی رسمی در ایران گلایه کرد. «حق آموزش به زبان مادری تفسیربردار نیست » ، عنوان برگ هفتم مجموعه و بخش دوم گفتگوی مبسوط با دکتر آقازاده است که مساله حق زبان مـادری از منظر مسائل آموزشی تبیین شده است. این پژوهشگر مسائل آموزشی با اشاره به وجود یازده میلیون بیسواد در ایـران، میگوید: « پژوهشهـای کیفی نشان میدهد یکی از اصلیترین دلایل نرخ بالای بیسوادی و افت درسی دانشآموزان، عدم آموزش زبان مادری در مدارس است.» بخش سوم این گفتگـو به بعد روانشناختی حق زبان مادری میپردازد و گفتگوی هشتم مجموعه « پایان تک زبانـی» را شکل میدهد. این روانشناس کـه پژوهشهای میدانی مختلفی در حـوزه آموزش زبان مادری با همکاری یونسکو انجـام داده، از تاثیرات روانی ایـن محـرومیت فراتـر میرود و صراحتا از آسیبهای جدی جسمی بخصوص آسیب مغزی سخن میگوید.
در بـرگ نهم این دفتر، برای تبیین دقیقتر متون حقوق بینالملل درباره زبان مادری به گفتگو با دکتر اسعد اردلان، استاد حقوق بینالملل نشستهایم. او در این گفتگو ضمن تبیین حق زبان مادری در حقوق بینالملل از ضرر جبران ناپذیر سیاستهای اشتباه به امنیت ملی و منافـع کشور سخـن میگوید و با تاکید بر ضرورت اجرایـیکردن تدریس زبان مادری در مدارس از عدم نیاز به مصوبه حقوقی مجلسدر این باره سخن میگوید: « قانون اساسی در این باره روشن است و نیازی به طرح و بررسی آن در مجلس و مثلا تأیید دوباره یا رد آن نیست. هیچ قانونی به اندازه قانون اساسی اعتبار ندارد. مساله از نظر حقوقی کاملا مشخص است. تنها زحمتی که دولت باید متحمل شود، تدوین آییننامه اجرایی و آغاز به تدارک امکانات برای آموزش زبان مادری در مدارس است.» این گفتگو ششم اسفند 92 در گروه راهبرد خبرگزاری دانا منتشر شد.
گفتگوی دهـم به بررسـی مهم ترین بهانه مخالفان زبان مادری اختصـاص دارد. مخـالفان ادعا میکنند آمـوزش زبـان مـادری موجب تضعیف امنیت ملی میشود در حالـی نمیدانند « زبان مادری » یک انـدیشه وارداتـی و مقولـه تزیینی نیست، یک «حـقِ نخستین» بـرای «توسعه» و «عدالت» و بسط « امنیت» است. شاید بزرگترین توجیه کسانی که این حـق را انکـار میکنند، هراس از خدشهدار شدن «امنیت ملی» و « وحدت سرزمینی» باشد اما دکتر «ستار عزیزی» متخصص قومیت و حقوق بینالملل، همگام با انبوه متفکران داخلـی و خارجـی، این اندیشه را با اتکا به تجربه دیگر کشورهای چندزبانه، مطلقا نفی میکند و اظهار میدارد: با توجه به تجربههای متعدد در کشورهای چند زبانه، به جد بر این اعتقاد هستم که توجه به حفظ زبانهای گروههای قومی و آموزش زبان مادری آنها در دراز مدت به تقویت امنیت ملی و وحدت سرزمینی در کشور کمـک خواهد کرد. این گفتگـو سوم اسفند 92 در صفحه 8 و 9 روزنامه شرق منتشر شد.
زبان مادری را میتوان در سطح یک گفتمان در متن اندیشههای سیاسی جستجو کرد. پیوند وثیق میان زبان وآزادی، زبان و دموکراسیو زبـان و شهروندی، مسالـه زبـان را از سطـح یک وضعیت صرفـا فرهنگــی فرا بـرده و در متن اندیشه سیاسی گنجانده است. تبیین مسالة آموزش زبان مادری در اندیشه سیاسی، یازدهمین گفتگوی مجموعه حاضر را شکل میدهد که با دکتر فرامرز تقیلو استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و پژوهشگر قومیت و جهانیشدن انجام شده است. این دانشآموخته دانشگاه امام صادق که مطالعات دانشگاهی متعددی در این حوزه انجام داده، میگوید: « اتفاقا این الگوی دولت - ملتی و سیاستهای یکسانسازی منطبق بـا آن است که از سوی غــرب بـر سایر جوامع غیرغربی تحمیل شده نه حق آموزش زبان مادری و سنت شرقی احترام به تنوع و چندفرهنگی.»
جنوا اسپیترمن، زبـان شناس و متخصـص سیاستهــای زبانـی در دوران پسا استعمـار مهمـان دوازهمین بـرگ مجمـوعه «پایـــان تکصدایی» است. او عـلاوه بر انجـام تحقیقات بسیار، پروژههـای زیادی بـرای حفظ زبـان مادری در کشورهای مختلف آفریقایـی انجام داده است. جنوا اسپیترمن در این گفتگوی مکتوب، ضمن شرح اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، از رفتارهای که منجر به تضعیف زبان مادری میشوند، انتقاد میکند و میگـوید: « اگر شما آموزش و ترویج یک زبان را محدود کنید، در نهایت، آن زبان را حذف میکنید و بـا از بین بردن آن، فـرهنگ آن گــروه زبانی را نیز نابود میکنید و در نهایت، خـود آن مردم را حـذف از بین میبرید. ممکن است آنها بصورت فیزیکی از بین نروند اما آنها دیگر خودشان نیستند بلکه تبدیل به دیگرانی شدهاند که به زبـان و فرهنگ دیگری تعلق دارند. آنها دیگر موجودیت ندارند.» این گفتگـو هشتم اسفند 90 در صفحه 19 روزنامه اعتماد منتشر شد.« جایی برای نگرانی درباره « زبان مادری » وجود ندارد » عنوان آخرین گفتگوی این مجموعه است که به دیدگاههای کاتلین هوگ، استاد زبان شناسی دانشگاه استرالیای جنوبی اختصاص دارد. او علاوه بر انجام تحقیقات بسیار، پروژه های زیادی برای حفظ زبان مادری اقوام مختلف در هند و کشورهای مختلف آفریقایی با همکاری دانشگاههای کیپ تاون و جواهر لعل نهرو انجام داده است. کاتلین هوگ در این گفتگوی مکتوب، ضمن شرح اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، می گوید: حتی بیشتر کشورهای آفریقایی اذعان میکنند که تنوع زبانی یک واقعیت است و وحدت ملی نیازمند به رسمیت شناختن همه زبانها و افراد متکلم بدانها میباشد . » این گفتگو سوم اسفند 90 در صفحه یک و نوزده روزنامه شرق منتشر شد.
تشکر صمیمانه از دوستان و کسانی که در انجام و فرجام این دفتر همراه و همدم بودهاند. وظیفه من است، از همه اندیشمندانی که به رغم فشردگی برنامههـای خود، با کمال میل حاضر بـه گفتگو دربـاره حق زبان مادری شدند و مـرا و همه فرزنـدان ایران زمین را مدیـون خود کردند؛ بـه صورت ویژه تشکـر میکنم. در انتشار این گفتگوها، بیش از هر شخص دیگری، مدیون مهر و همدلی برادر بزرگوارم جناب آقای داوود محمدی، سردبیر فرزانـه روزنامه شرق هستم که در تمام سالهای روزنامهنگاریام، مرا با انتشار گفتگوها و یادداشتها شرمنده خـود کرده است. همچنین بر خـود لازم میدانم از جنـاب آقای اکبر رضوانیه مدیریت محترم نشر موغـام و جناب آقای وحید دولتشاهـی گرافیست خلاق و با اخلاق تبریزی قدردانی کنـم که انتشار ایـن مجموعه و مجموعه قبلـی، بدون تلاشها و پیگیریهای فراوان این دو بزرگوار امکانپذیر نبود. امید است آنچه آمده کورسویی به رهایی بـاز کند و رضای خلــق و خالـق را در پی آورد. هدف اصلـی آنچه می آید، آرامش و تـوسعه کشور عزیزمان ایران یکپارچه و قدرتمند است.
اصغر زارع کهنمویی
اسفند 1392
از همین قلم: