رویکرد مدبرانه به مسئلـة انسانی و اجتماعی قومیتها / چـرا تحقــق حقـوق قـومیتهـا ضـروری است؟ / حقوق بشر فراتـر از همة مصلحتهـا است / حل بحران هـای اخلاقی، در گرو حـل بحران قومی است / نباید ساده ترين مطالبات قومـی انگ تجزیه طلبی بخورد / قرآن علیه نژادپرستی و تحقیر اقوام موضع گرفته است / پیگیری سیاست تبعیض مثبت، دربـارة قومیت ها ضروری است / گرایش به حقوق اقوام با ملیگرایی و قومگرایی تفاوت دارد / ملی گرایی پهلوی ، یک ناسیونالیسم رمانتیک فارسگرا بود / جامعهشناسی ناسیونالیسم و مطالبات اقـوام درگفتگو با حمید رضا جلایی پور خیلی از ما ایرانیها نژادپرست هستیم / رعایت حقـوق قومیتهـا الزامـی است / نگاه امنیتی، نمیگذارد مسأله اقوام عادی شود / نگاه رضاشاهی به حقوق قومیت هـا هنوز ادامه دارد / مطالبات قومی، آتش زیر خاکستر است / دخالت خارجیها ، ربطی به مطالبات داخلی ندارد / نگاه هراسآلود به مطالبات اقوام، خطرناک است / انقلاب اسلامی، الگوی ملتسازی رضاخانی را زیر سؤال برد / روحانی کنشگری برای تحقق حقوق قومیتها ؟ /
مقدمة عمادالـدین باقی
مقدمة مؤلـف
قومیت، اخلاق، روشنفکـری و حقوق بشر در گفتگو با آرش نراقی
ملت سازی و دولت مدرن، ظهور فساد و سقوط اخلاق درگفتگو با سعید معیدفر
جامعه شناسی کنشهای قومی در گفتگو با کاووس سیدامامی
رهیافت دینی حقوق قومیت هـا درگفتگو بـا سیدحیدر بیات
رهیافت جامعهشناختی حقوق قومیتها در گفتگو با ابراهیم حاجیانی
ارتباطات درون فرهنگی و مسألـة قومیت درگفتگـو با یونس نوربخش
ناسیونالیسم و نژادپرستی در ایران درگفتگو با صادق زیباکلام
سیاست، قومیت و هویت در گفتگو با مجتبی مقصودی
قومیت، ملیت و اندیشة فراملی در گفتگو با احمد رضایی
مدیریت استراتژیک گروههـای قومی در گفتگو با سید هاشم هدایتی
رهیافت سیاسی حقوق قومیتهـا در گفتگو با جلال جلالیزاده
وضعیت قومی در روابط بینالملل در گفتگو با محمد علی حیدری
قومیت و سیاستهای قومی در گفتگو با حسین گودرزی
یکسانسازی پهلوی و دگرگونی سیاسی بعد از انقلاب در گفتگو با فرامرز تقیلو
به مناسبت سخنرانی عربی رییسجمهوری در اهواز، اصغر زارع کهنمویی
به نام آفریدگار انسان ها، ملتها و آیینها
ما بـرای هر ملتـی، آیین و طـریقة روشنـی قرار دادیم و اگر خـدا میخـواست، همـة شما را امت واحدی قرارمیداد؛ ولی خـدا میخـواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید. ( مائده 48 ) ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلههـا قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید ( اینها ملاک امتیاز نیست . ) گـرامیترین شما نـزد خـداوند بـاتقواترین شما است. ( حجرات 13 ) هـر کس طبق روش و خلـق و خـوی خـود عمـل میکند؛ و پروردگارتـان کسانـی را که راه شان نیکوتر است، بهتر میشناسد. ( اسراء 84 )
اگر پلورالیزم به رسمیت شناختن تکثر ملل و نحل است، در آیینی که قـرآن کتاب آن است بدین صراحت پذیرفته شده است و تنوع اقوام و ملت ها را امری تکوینی و خواست خداوندی و برای جذابیت و غنای زیست و فرهنگ آدمیان میداند و این موضوع، بدیهیتر از آن است که مسأله گفتگـو باشد؛ اما گاه همین بدیهیات، مخفی و مسأله برانگیز میشوند و کتابهایی را از قبیل آنچه در دست دارید، ایجاب میکنند.
اگر نبود طلب و دعوت پیگیر مؤلف محترم، این جسارت نبود که بر مجموعه ای از گفتارهای اهل خرد پیش سخنی تحریر شود و بهتر آنکه این وجیزه را همچون مقالی کوتاه و همدلانه در جوار این مجموعه دریابید که موضوع آن انسانیت و انسان است و ایران.
ایران در طول قرنها کشوری دارای نظام شاهنشاهی و کثیرالمله بوده است و لقب شاهنشاه یعنی شاه شاهان نیز حاکی از وجود ایالت های مختلف با شاهانـی مستقل است که همگی تحت فرمان یک شاه و دولت مرکزی رهبری میشده اند. هـم مرکزیت و حکـومت فراگیر ملی وجود داشته و هم استقلال و اقتدار در ملیتها و قومیت ها. مسألة قومیتهـا در ایران اما از اواخر قاجاریه از زمانی دراز بود که بـه یک مسألـه امنیتی مبدل شد. شاید بتوان سرآغـاز سیستماتیک این فرایند را از کـوچ اجباری و سرکوب قومیتها در دورة رضاخان برشمرد. هرچند پاره ای از محققان این اقـدامـات را برای ساختن دولت مدرن در ایـران ضروری شمرده اند. او بـدون توجه بـه دلیل اصلی آهنگ جدایی خواهی و آشوب در مناطق مرزی و قومی که ناشی از دو مسألة ستم و تبعیض و مرکزگـرایی از یکسو و تضعیف اقتدار حکومت مرکزی پس از جنگ جهانی از سوی دیگر بود، روش مشت آهنین را برای حل یک معضل پیچیدة فرهنگی سیاسی اتخاذ کرد، خطایی که پس از او همچنان ادامه یافته است. قدرت های خارجی نیز همواره از این مسأله بهعنوان یک فرصت برای خود استفاده میکردند. پس از انقلاب اسلامـی سال 1357 این دمل چـرکین دوباره سرگشود و مجموعه ای از خطاها و بی تجربگی های حکومت نوپا و متقابلا گروه هایی که دنبال جای پایی برای خود بودند و به هویت گروهی و منافع سیاسی خود بیش از منافـع و مصالح مـردم اصالت میدادند، آتش جنگی را شعله ور کرد که تا سال های دراز فضای هرگونه بحث در ایـن زمینه را امنیتی کـرد. علی رغم اینکه قـانون اساسی جمهوری اسلامی رویکرد مطلوبی نسبت به مسأله قومیتها داشت؛ امـا کمتر تدبیری برای پیشبرد این رویکرد اتخـاذ شد و برخی دستگاهها و افراد نیز نان خود را در امنیتی تر کردن این موضوع میدیدند.
یکـی از خـطاهـای مستمـر همـواره عـدم تمـایزگـذاری میـان هویت جویان و جدایـی طلبان بوده است و همه را با یک چوب رانـدن نتیجه ای جز تقویت نظریات رادیکال جدایی طلبی و بی اعتبار شدن اصلاح گـری در چـارچوب ایرانی متحد و کثیرالمله نـداشته است. هنگامی که برای اصلاح این وضعیت در سال 1384 روزنامه جمهوریت را راه اندازی کردیم و برای نخستین بار صفحة مستقلی را تحت عنوان صفحة « اقـوام » گشودیم؛ افـراد زیادی ابراز نگرانـی کردند و گفتند: « اجـازه نخـواهند داد »، « حساسیت درست میشود » و…؛ امـا عقیدة نگارنده این بود که ما میتوانیم با بحث های کارشناسی نشان دهیم که گفتگو دربارة اقوام ایران راهی برای غنای فرهنگی و انسجام اجتماعی است که قرنها در این سرزمین وجود داشته است. ما باید نشان دهیم مسألة اقوام یک مسألة انسانی و اجتماعی است که با سرپنجة تدبیر حـل خواهد شد نه با تدمیر. از همین رو در دیـداری که با روحانی اصلاح طلب آقای علی یونسی پس از انتصاب به پست دستیار ویژة یا معاون رئیس جمهور در امور اقوام و اقليتهاي ديني و مذهبي، به ایشان گفتم که به عقیدة من، اهمیت این کار از وزارت اطلاعات بیشتر است.
در زمینة سبک تدمیر به جای تدبیر حکایت هایی شگفت هم از دورة فعالیت انجمن دفـاع از حقـوق زندانیان دارم که اکنون مجـال بازگویی آنها نیست و به موقعی دیگر موکول میکنم.
چند سال پیش هم که آقای اصغر زارع کهنمویی مؤلف ارجمند کتاب پیش رو، کار گفتگو در این زمینه را آغاز کرد، هنوز فضای مساعدی برای ورود بدان نبود؛ اما عقیدة راسخ وی به حقوق قومیتها که بار اتهامی از سوی شکاکان و یا مغرضان را هم نثار او میساخت، انگیزه ای بـود برای انجـام آن تـا بدین فرجـام رسیده است. بی شـک از گفتگـو نمیتـوان انتظاری در اندازة کـار پژوهشـی داشت مگـر پژوهش هایی که به سبک گفتگوها عرضه میشوند و نادرند؛ اما این مجموعه از تنوع و روانی لازم برای بهره بردن خواننده اش برخوردار است. در موضوع قومیتهـا تـاکنون چند اثر وزین علمـی منتشر شده است اما آنها از منظری کلی و نظری به موضوع پرداخته اند؛ لیکن اهمیت درجه نخست این کتاب، به بـاور من، در اصل موضوع و ورود به آن از منظری عینی تر است که به عـادی ساختن بحث در این زمینه و ترقیق فضای امنیتی یاری میرساند. هر گامی برای انتقال موضوع از حوزة امنیتی صرف به حوزة فرهنگی درخور استقبال و حمایت است و کتاب پیش رو یکی از این گام ها است.
و تنها آنچه به سود مردمان است در زمین میماند و بس و جز آن چون کف روی آب، رفتنی است.
عمادالدین باقی
بهمن 92
مقدمه مولف برابری و رفع تبعیض
«در جمهـورى اسلامى هیـچ فرقـى بین تـرک و کـرد و لُـر و عرب و فـارس و بلوچ نمىباشد.» ( صحیفة امام، ج9، ص317 )
این سخن رهبر کبیر انقـلاب و سخنان بسیاری از این دست، نشان از فربگـی بینش عدالتطلبانة قومی در اندیشة معمار نظام است. امـام خمینـی بـا امضای متن قـانون اساسی، ایـن تفکـر را که کمـابیش در اصول مختلف آن، بـهخصوص در اصول پانزده و نوزده منعکس شده، تـأیید کرد. تأکیدات مدام امـام بر رفـع هرگونه تبعیض قومـی و مذهبی اما، آن چنانکه بـاید، مورد اعتنای برخی گروههـا و شخصیتها قرار نگرفت و چه بسا، در برخی موارد، سیاستهـای متناقض اتخاذ شد.
بـه رغـم تـأکید امـام بـر دوری از ناسیونـالیسم، برخیهـا بـر طبل ناسیونالیسم افراطی کوبیدند و بهرغم تأکید امام بر همهنوع برابری؛ بیعدالتیها و بیمهریهـای غیرقابلانکاری بر اقـوام و اقلیتهـای مذهبی رفت. رخـدادِ بحران قـومی که اینک بسیاری از کـارشناسان برجستة امنیت ملـی را به خود مشغول کرده، نتیجة همین رویکردِ متناقض با اندیشة فراملیِ رهبر انقلاب است.
بیتردید و بهگواه بسیاری از متخصصان امر، ایران با چـالش بسیار جدی و البته حساسِ قومیرو به رو است که برخی از آن به عنوان شکاف بزرگ و برخی دیگر به مثابه یک بحران یاد میکنند. بیشـک نظام پهلوی و انـدیشة ضدانسانی پهلویسم که ملغمهای از ملتسازی غربی، بـاستانگرایی موهوم و استبداد شرقی بود، متهم ردیف اول این بحران است. پهلوی با اتکا به اندیشة تئوریسینهای باستانگرای خود، بنیاد تفرقه و جداسری را در سرزمینی نهادنیه کرد که اقوام مختلف با زبانها و فرهنگهای متفاوت، قرنهای متمادی در کنار هم و با حقوق برابر زندگی کرده بودند و هرگز سودای سلطه یا جداسری نداشتند. همین که پهلوی، سودای سلطه یک فرهنـگ و یک قرائت از ایرانیت را در سر پروراند، بحران نیز آغاز شد.
متهم ردیف دوم، افـرادی هستند کـه با وجـود سقـوط پهلوی، هنوز اندیشة باستانگرایانة آن نظام فرسوده و پساتاریخ را در دل زنده نگه داشتهاند و با تبلیغ اندیشه های غیرانسانی و ضداسلامی خود، هیزم بیار معرکه اند. رویای باستانگرایانة آنان هرچه فربه تر می شود، کشور ما به نابودی بیشتر گام می نهد. متأسفانه اینان، اگرچه اندکاند اما همانند همة جریان های افراطی، صدای بلندی دارند. روزی نیست که صدای پای رادیکالیسمِ بنیادسوزِ پهلویسم از گوشه ای بلند نشود. صدمتأسفانه بخشی از خوبان جامعه نیز مدهوش این تفکر ایران سوز شده اند.
متهم ردیف سوم، برخی قدرتهای خارجی هستند که « اختلاف داخلـی» نـان شب آنهـا است. بحـران قومی بـرای ابـر قـدرتهـای مداخلهگر، ابزار قدرتمند اعمال نفوذ است. متأسفانه آنان میدانند چگونه با گروههای رادیکال همکـاری کنند. حمـایت همهجانبة آنـان از گروهکهای تروریستی پژاک و جندالله نمونة بارز این دخـالت بسیار خطرناک ابرقدرتها است.
متهم ردیف چهـارم، گروهها و نخبگـان رادیکال قومـی هستند. اینان البته در میان فعالان و نخبگان قومی، اقلیت هستند؛ اما بهدلیل روایتهای بسیار رادیکال از حقوق بشر و اتخـاذ روشهای نادرست، نتایج نادرست و گاه متضاد با حقـوق قومیتها به دست میدهند. اینان بحرانساز نیستند اما رفتارشان، در قوام و دوام بحران بسیار مؤثر است.
متهم ردیف پنجـم امـا، ضعف سیاستهـای قومـی است. نبود هرگونه گفتگوی آشکار و عالمانه دربارة مسائل قومی، مسألة قومیت را به پس پردههای ابهام و انکار کشانده است. قطعاً تصمیمی که در وادی انکار و ابهـام و لاادری اتخاذ میشود، آنقـدر عمق و صحت نخواهد داشت که بتواند به رفـع بحران کمک کند. نگـاه امنیتی و نـه علمی و فرهنگی به مسألـه انسانی قومیتها، در تدوام بحران بسیار مؤثر است. سیاستهای قومی بایـد براساس «حق» و «مصلحت» و بـا «شناخت» و «دانش» طراحی شود و با «احترام»، «ملاطفت» و «دقت» اجرا شود؛ در غیر این صورت، سیاستی که بدون دانش و شناخت و تنها با نگاه صرف امنیتی، طراحی و با روشهای غیرحرفهای اجرا میشود، قطعا به امنیت کشور ضربه خواهد زد.
عطف به تمام تئوریهای علمی حوزة قومیت، رفع بحران قومی، تنها یک راه دارد: تحقق حقوق قومیتها. و تحقق حقوق قومیتها ضروری است چون یک «حق بشری» است؛ چون «مصلحت کشور و نظام» است؛ چون « امکانپذیر » است؛ چون «ضروری و اضطراری» است؛ چـون « سودمند و به نفع منافـع ملی» است و چـون در راستای « نص قانون اساسی» و «متن کلام بنیانگذار جمهوری اسلامی» است.
« وضعیت » حاضر، برای کنشگر مسلمان ایرانی مسئولیتآفرین است. روزنـامـهنگـاران، سیاستمـداران، روحـانیـان، نخبـگان و روشنفکران اگـر دغدغة ایـران، انسان و اسلام را دارنـد، باید برای رفع بحـران قومی یعنی بـرای تحقـق حقـوق قومیتهـا تلاش کنند. سکوت اصحاب دغدغه و نظر دربارة چالشهای قومی، جای تألم و تأمل دارد. به هیچ عنوان، نمیتوان به «کاهش رنج انسان» اندیشید اما رنج انسان متعلق به قومیت را ندید و نمی توان برای توسعه نسخه پیچید اما برای بحران قومی اندیشه نکـرد و نمیتوان عاشق ایران بود و مسألة قومیت را در یک سو، به چند جلد کتاب فولکلور فروکاهید و در سوی دیگر، تا مسئله اتهام بسیار سنگین تجزیه فرابرد و نمیتوان زیست مسلمانی برگـزید و از تبلیغ مهم تـرین اصل دین محمدی، یعنی برابری همة اقوام، نژادها و زبانها غافل بود.
حقـوق قومیتهـا چون تاکنون همواره در وادی لاادری، ابهـام و انکار بوده، جای گفتگوهـای بسیار دارد. باید دربارة این حقوق نخستین بشری بسیار نوشت و بسیار سخن گفت تا هراس جامعة ایرانی که سالهای سال بلندگوهای پان ایرانیسم در گوشهگوشة آن مشغول بودند، فرو بریزد. بـرای تحقق حقوق قومیتها، تنها یک راه وجود دارد: گفتگو. باید برای اینکه انسان ایرانی کمتر رنج بکشد، گفتگـو کنیم. باید برای اینکه ایران را همچنان « ایران » نگه داریم، گفتگو کنیم، باید برای تحقق حقوق حقة قومیت ها گفتگو کنیم.
وضعیت قـومیت در ایـران خـواب را از چشم بسیاری ربـوده و احساس مسؤولیت را در جـان بسیاری انـداخته است. قطعاً خاستگاه قومی و حرفة روزنامهنگاری، این حس مسؤولیت را مضاعف میکند. من نیز به عنـوان یک روزنامهنگار آذربایجانـی به دلیل تجربة زیسته و آشنایی مستقیم با رنج قومیزیستن، چندسال پیش بر آن شدم؛ مثل همة موضوعات دیگر، مسألة قومیت را نیز در قالب گفتگو و میزگرد با کارشناسان و اصحاب نظـر در رسانههـای مختلف مطرح کنم؛ اما با کمـال حیرت بـه در بسته خوردم؛ تمامـی رسانهها با گرایشهای مختلف، مخالف طرح موضوع بودند. از این مخالفتها ناامید بودم که یک روز سردبیر وقت سایت جمـاران به من گفت: «حاج آقا ( آیتالله سید حسن خمینی ) خواستند، پرونـدهای درباره حقوق قومیتها کار کنیم» از این مسأله، بسیار خوشحال شدم و بلافاصله به ایشان گفتم، شخصا موضوع را پیگیری میکنم. آنچه من مدتها پیگیر آن بودم و کاملا به بن بست رسیده بودم، اکنون با نگرش عالمانة یادگار گرانقدر امام، امکان تحقق یافته بود. طرح کلی اقتراحی با عنوان « برابری و رفع تبعیض » را آمـاده کردم که بـا حذف و اضافاتـی به تـأیید مسؤولین سایت جماران رسید. سرانجام به گفتگو با صاحبنظران حوزة قومیتها و نیز نخبگان همة گروههای قومی کشور نشستم. متأسفانه به دلیلِ نبود فتح باب مناسب در این حوزه، بسیاری از کارشناسانی که عـلاقمند به گفتگو با آنها بودم، رضایت به گفتگو ندادند؛ امـا پیگیریهای مـدام، تنی چند از بهترینهـا را راضی به گفتگو کرد.
روند کار به دلیل حساسیتهای مسأله و تلاش برای علمی و دقیق بودن گفتگوها، بسیار کند بود، اما سرانجام دوازده گفتگوی تفصیلی در طول پنج مـاه از ابتدای مهر سال 90 تا انتهای دیماه همان سال با صاحب نظران و کنشگران مختلف حوزة قومیتها انجام شد: 1. کاووس سید امامی، استادجامعهشناسی دانشگاه امام صادق ؛ 2. سید حیدر بیات، محقق حـوزة علمیة قم؛ 3 . ابراهیم حـاجیانی، جامعه شناس و مدیر پژوهشهای فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک؛ 4. یونسنوربخش، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران؛ 5. حمیدرضا جلاییپور، استاد جـامعهشناسی دانشگـاه تهـران، 6. مجتبـی مقصـودی، رییس وقت انجمـن علوم سیاسی ایـران؛ 7. احمد رضایی، استاد جـامعهشناسی دانشگاه مازندران؛ 8 . سیدهاشم هدایتی، استاد مدیریت استراتژیک؛ 9. جلال جلالیزاده، استاد فقه شافعی دانشگاه تهران؛ 10. محمدعلی حیدری، پژوهشگـر روابط بینالملل؛ 11. حسین گـودرزی، رئیس مرکز پژوهشهـای اسلامی صدا و سیمـا، 12. فرامـرز تقیلو، استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز.
اگرچه قرار بود همة گفتگوها بهتدریج در سایت جماران منتشر شوند امـا بعد از انتشار تنهـا چهـار گفتگـو ( جلالـیزاده، مقصودی، حاجیانی، رضایی ) بقیه گفتگوهـا بهدلیل تغییرات مدیریتی، به تعویق افتاد. این تعویق آنقـدر طولانی شد که بنده از انتشار بقیة گفتگـوها نا امید شدم. سرانجام با راهنمایی و توصیة یادگار گرانقدر امام، متن کامل همة گفتگوها ( به جز گفتگوهای آقایان هدایتی و حیدری و البته بهخواست خودشان ) ذیل پروندهای با عنوان « امام و قومیتها » در ویژهنامة نشریة وزین « حریم اما م » به مناسبت ایام ارتحال بنیانگذار نظام در خرداد 91 منتشر شد.
خوشبختانه پیشرفت مفهومی و عملی فعالیتهای حقوق بشری، رخدادهای منطقهای بهخصوص بهار اسلامی و تغییرات محسوس در نظام اجرایی کشور، باعث ایجاد فضایی نه چندان مناسب اما تـاحدودی قـابل تـأمل بـرای پرداختن به مسائل قـومی در کشور مـا شده است. این فضای جـدید که البته بسیار نحیف است و امید بـه فربه شدن آن میرود، به رسانه ها نیز جرات پرداختن به موضوع داده است. اگرچه بخش بزرگی از صفحات مربوط به قومیت در رسانه ها را مخالفان جدی و قسمخوردة حقوق قومیت ها - به دلیل لابی های متعدد خود – اشغال کرده اند؛ با این حـال، تا حدود بسیار کمی، امکان انتشار دیدگاه های پیگیرانه و مدافعانه نیز میسر شده است. بنده نیز، از این فرصت ارزشمند برای انتشار پانزده گفتگـوی بسیار دقیق و جدی دربارةحقوق قومیت ها بهره بردهام که از آن میان، سه گفتگو ( گفتگـوهای آقایان آرش نراقـی، سعید معیدفـر و صادق زیبـاکـلام ) بهدلیل قـرابت محتوایـی و شکلی، در این مجموعـه منتشر و بقیه در مجموعـة دیگـری بـا عنوان « پایان تک زبانی » در حال آمادهسازی است.
در مجموع این اثر، شامل پانزده گفتگوی تفصیلـی و پژوهشی با پانزده کارشناس ارشد حوزة قومیتهـا است که گاه نظرات موافق و گاه نظرات کاملا متضاد را مطرح کردهاند. محور اکثر گفتگوها عبارت است از: بستر تاریخی ایجاد بحران، وضعیت قومیت در دوران پهلوی، اندیشة برابری در اسلام و قـانون اساسی، نگاه امام به حقوق اقوام، تحلیل دلایل و نگرانیهای مخالفان حقوق قومیتها، حقوق اقوام و مسألـة امنیت ملـی، منافع ملی و حقوق بشر، مصادیق حقوق قومیتها، زبان مادری و چرایی و چگونگی اجرای آن و امکان یا عدم امکان تحقق حقوق قومیتها.
مجموعـة حاضر، جـانِ کـلام پـانزده متخصص علـوم اجتماعی، انـدیشة سیاسی و حقـوق بشر دربـارة چالشهـای قومـی کشور است. این مجموعه، افـزون بر اینکه میتوانـد به عنوان دست نـامهای مفید، راهنمای کنشگران، سیاستمداران و کارگـزاران حوزة قومیت باشد؛ منبعی غنی برای پژوهش هـای مرتبط است. مهمترین سؤالات بنیادی حـوزة قـومیت، در تمام این پانزده گفتگوی چـالشی، تکرار شده و به فراخور پاسخها، پرسشهای جدیدی نیز طرح شده است. گفتگوهـا از سیر مفهومـیِ منطقـی بـرخـوردارند و پرسشها و پاسخها، عموما با دقت علمی و ظرافت دیپلماتیک طرح و بیان شدهاند، بهگونهای که با کمی جابجایی واژهها، نظر گفتگوشونده تغییر مییابد. به همین دلیل، همة گفتگوها، قبل از انتشار، بعد از بررسی دقیق، به امضاء و تأیید نهایی گفتگوشوندهها رسیده است. پربیراه نیست اگر ادعا شود، اثـر حاضر، مواد خام دهها مقالة علمیپژوهشی را برای دانشجویان تـاریخ معاصر، علوم سیاسـی، حقـوق بشر و جامعهشناسی فـراهم کـرده است.
آغاز و انجام این گفتگوها را بیش از همه، مدیون بینش حقمدارانه و اخلاقگرایـانة آیتالله سید حسن خمینی هستم. در همین طلیعه، از راهنماییهای شرافتمندانة این شخصیت ارزشمند و فرزانه تشکر میکنـم. همچنین قـدردان صبوری، همراهـی و رفتار عـالمانة همـة گفتگوشوندهها هستم که محققانه سؤالات مـرا پاسخ گفتند. از فعال ارزندة حقوق بشر و معلم حقوق و اخلاق، جناب آقای عمادالدین باقی بزرگ برای نگارش مقدمة عالمانه و راهنماییهای همیشگیشان، صمیمانه تقدیر میکنم. تشکر از همة دوستانی که مرا در فرجام این مجموعه کمـک کردند، وظیفة مـن است؛ اما فـزونی اسامی، امکان فهرست همه را از من گـرفته است. با این حال، نمی توانم از تقدیر دو دوست شریف و فرزانه ام صرف نظر کنم؛ آقایان حسین حیدری و عقیل عزتی گرگری که انصافاً در تمام مراحل راهنمای راهم بودند. همین جـا ضروری می دانـم از همسر نـازنینم، به خاطر صبوری های بی اندازه اش در تمام سال های سخت روزنامه نگاری ام، به خصوص در گردآوری این اثر، به صورت ویژه تقدیر کنم.
هدف اصلی آنچه حاصل شده، آرامش کشورم است که اعتقاد دارم، تنها راه نیل به آرامش پایدار، تحقق گونههای مختلف حقوق انسان ایرانی اعم از ترک و فارس و عرب و بلوچ و لر و کرد و ترکمن و قشقایی و… است. حقوق قومیتها، نخستین نتِ سمفونی آرامشبخش ایران است. بدون پذیرش و تحقق حقوق جمعی قومیتها، اندیشیدن برای توسعه بیهودهترین کـار ممکن است. امید است ایـن مجموعه، فتح بـابی بـرای مباحث عمیق و پیچیده قـومیتی باشد. به عنوان یک روزنامهگار، مشتاق تداوم گفتگو هستم. امیدوارم با راهنمایی اهل نظر و اهل درد، این راه را با دستانداز کمتری طی کنیم.
اصغر زارع کهنمویی
اردیبهشت 93
از همین قلم
ممنون از مولف وناشر کتاب