مردمنامه
شماره جدید (24-25 بهار و تابستان 1402) فصلنامه مردمنامه به صاحب امتیازی دکتر داریوش رحمانیان روی ویترین کتابفروشی ها و روزنامه فروشیهای معتبر و در سایت های فروش
مردمنامه
مردمنامه
مردمنامه mugham-pub.com
مردمنامه شماره 24-25
اهواز و مشکل اهواز؛ مروری بر داستان یک شهر/ روحالله مجتهدزاده
ردّ پای نفت در سرزمینهای آفتاب و گِل؛ نگاهی تطبیقی به شهرکهای نفتی آبادان، ظهران و الاحمدی / شیدا صابری
جنسیت وارونه؛ زنپوشی به مثابهٔ مقاومت مدنی – اشکان شریعت
مصائب تأسیس مدرسهٔ نسوان در کرمانشاه / محمدعلی علویکیا
مجازات و زندان زنان در قرون نخستین اسلامی / زهرا حاجیاسماعیلی
فصاحت و بلاغت و شاهکار نصرالدین نیرنگباز / نوشتهٔ ژانت آفاری، ترجمهٔ زهرا کاظمی
از اشارات تاریخی در مطالعات ادبی تا تاریخنگاری ادبی/ سیّدعلی کاشفی خوانساری
ایرانیترین نویسنده و کودکان و نوجوانان ایران / سیّدعلی کاشفی خوانساری
پراکندگی آرامگاه امامزادگان در ایران روزگار آلبویه / مصطفی سعادت
بیپولی؛ یکی از علل ناکامی دولتهای مشروطه / عبدالمهدی رجائی
فریما دستیار
مردمنامه
فرهنگ و زندگی در ایران عصر قاجار و خاورمیانه (جستجویی در خانهها و اندرونیها)، نوشتهٔ جنیفر اسکرس؛ ترجمهٔ مرضیه قاسمی و علیرضا بهارلو
علیرضا عسگری
آدمی؛ یک تاریخ نویدبخش، نوشتهٔ روتخر برخمان؛ ترجمهٔ مزدا موحد
مصطفی نوری
خیزِ خام یا خیزِ ناتمام؛ جستاری دربارهٔ کتاب خیزِ خام: کشاکش مستمندان و دیوانسالاران از 1309 تا 1320 در ایران، نوشتهٔ محمد مالجو
حسین منوچهری
حسین منوچهری
مردمنامه شماره 24-25
روحالله مجتهدزاده

شهریست در کنارۀ آن شط پرخروش
با نخلهای درهم و شبهای پر ز نور
…اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پرخروش، ترا یاد میکنم
فروغ
اهواز، مرکز استان خوزستان در جنوب غربی ایران، شهری است که بیش از هرچیز به سبب نفت و فولاد شهرت دارد، اما بهرغم این شهرت ثروتساز امروز در وضعیت مطلوب و قابلقبولی به سر نمیبرد. در سالهای اخیر مشکلات زیستمحیطی و معضلات اجتماعی بیشترین اخباری بوده که از این کهنشهر نوخاستۀ ایرانی به گوش میرسد. اما اهواز بهواقع چگونه شهری است؟ در این مقاله تلاش خواهم کرد با نگاهی گذرا بر تاریخ تحولات اهواز معاصر پاسخی برای سؤال فوق بیابم و تلویحاً به این مهم بپردازم که تاریخ چگونه میتواند راهی برای درک و احیاناً حلّ برخی از مهمترین معضلات این شهر پیشِ رو نهد؟
[i] این مقاله بسیار وامدار تحقیقاتی است که نویسنده پیشتر به همراه همکار ارجمند و فرهیخته سرکار خانم دکتر نامآور در پروژۀ تحقیقاتی «در جستجوی هویت شهری اهواز» به عمل آوردهاند و در کتابی با همین نام از سوی
انتشارات مرکز تحقیقات مسکن، راه و شهرسازیِ وزارت راه و شهرسازی (1394) منتشر شده است.







مردمنامه شماره 24-25
(نگاهی تطبیقی به شهرکهای نفتی آبادان، ظهران و الاحمدی)
شیدا صابری

چکیده
وقتی در سال 1287ش. نفت در مسجد سلیمان فوران کرد، ارزش اقتصادی و سیاسی آن برای مردم سرزمین خشک خوزستان ناشناخته بود. اما خوزستانِ ایران در کشف نفت تنها نبود، بلکه حدود سی سال پس از استخراج نفت در ایران، ظهران عربستان و الاحمدی کویت نیز در زمره شهرهای نفتی قرار گرفتند که الگویی متفاوت از ادارۀ شهر و ساخت آن بر اساس قوانین شرکتشهرها را به نمایش میگذاشت. گرچه آبادان الگویی برای شهرکهای نفتی عربستان و کویت .
بود، اما سهم نفت در توسعۀ اجتماعی آن، فصلِ تمایزِ مردمان سه شهر نامبرده است. .
آبادان زیر پایِ دکلهای نفتی و پالایشگاه در مبارزه با حاکمیت خارجی بر منابع داخلی به ملی شدن صنعت نفت دست
……..یافت، .















مردمنامه شماره 24-25
زنپوشی بهمثابۀ مقاومت مدنی
اشکان شریعت

در یک سال اخیر شاهد آگاهی بیشتر مردان درباب وضعیت زنان و بحرانهای اجتماعی معاصر در پیوند با نابرابریهای «طبیعیشده» هستیم که باید آن را دستاورد چند دهه مبارزۀ مدنی فعالان برابرخواه در حوزۀ مطالعات جنسیت دانست؛ به بیان دیگر مسائلی از قبیل تحمیل برخی از محدودیتها به زنان، که بهمثابۀ محرکی کلیدی از راهپیمایی اسفند ۵۷ تا به امروز در بطن پویشهای مدنی زنان قرار گرفته، حالا بیشتر از همیشه گروهی از مردان جامعه را نیز به تکاپو واداشته است، تا جایی که اکنون برخی مردان، در راستای کنشی کاملاً خشونتپرهیز و مدنی، به یکی از کلیدیترین تکنیکهای نمایشی توجه داشتهاند؛



مردمنامه شماره 24-25
(1302-1294ش)
محمدعلی علویکیا

تأسیس مدارس نسوان در ایران در آغاز، و به ضرورت زندگی با تألمات شرقی، نگاه مردسالارانه داشت. آموزش به سبک جدید به تنهایی معاندانی سرسخت داشت. آنان اصول و مبانی تعلیموتربیت نوین را مغایر با منابع درک مذهبی خود میدیدند و مقابله و تخریب بنیادهای آن را تکلیف شرعی خود دانسته و در تکفیر و تخریب آن میکوشیدند. بدینلحاظ دورۀ نخست جنبش نوسازی آموزشی مجال چندانی برای طرح آموزش نسوان را نداشت و لذا پیشگامان جنبش معارف جدید همت خویش را صرف تأسیس مدارس نوین برای پسران قرار دادند.
پس از عبور از دشواریها و چالشهای تأسیس مدارس جدید و تثبیت نسبی نهادهای آموزشی آن، مسئلۀ آموزش نسوان بهتدریج مطرح و زمزمه تأسیس مدارس برای اناث ابتدا در نشریات و جراید عصر مشروطه، و سپس در وزارت معارف آغاز شد. اگرچه مصوبههای قانونی مربوط به آموزش نسوان در سال ۱۲۸۶ش به تصویب رسید؛ اما نخستین مدرسۀ نسوان در سال ۱۲۸۹ش تأسیس شد؛ یعنی حدود ۶۰ سال پس از تأسیس مدرسۀ دارالفنون (1231ش/1268ق).
در سال ۱۲۹۷ش ابتدا تشکیلات ویژۀ آموزش بانوان تحت عنوان تعلیمات نسوان در ساختار وزارت معارف به وجود آمد. پس از آن وزارت معارف تأسیس ۱۰ باب مدرسه ابتدایی دولتی مجانی برای دختران در دارالخلافۀ طهران و یک باب در هر ناحیۀ آموزشی در مراکز ایالات را تصویب نمود. بر اساس قانون این مدارس میباید دارای یک مدیره، شش معلمه، یک خادمه، و یک فراش باشند. تمام مدارس تحت یک نظامنامه بوده و در آن علاوه بر درس فارسی، حساب، تاریخ وجغرافی، هنر دستی هم تعلیم داده میشد. «در هر یک از این مدارس میباید یک دستگاه قالیبافی باشد که یک عده از شاگردان مشغول آموختن باشند و بعضی از شاگردان که بزرگتر هستند خیاطی کنند و سایرین بافندگی نمایند».[i] این نخستین اقدام مؤثر وزارت معارف در بسط آموزش نسوان از بدو تأسیس بود.
این مقاله میکوشد بر اساس اسناد و مدارک اولیه، ضمن ارائه گزارش تاریخی، موانع و مشکلات تأسیس مدارس دخترانه در کرمانشاه، تکاپوی پیشگامان و نواندیشان محلی در این راه پرخطر و سختیهای آن را بنمایاند.





مردمنامه شماره 24-25
مجازات و زندان زنان در قرون نخستین اسلامی
زهرا حاجیاسماعیلی

چگونگی مجازات زنان در اسلام، بهعنوان بخشی از قوانین جزایی دین اسلام، بر اساس آیات قرآن کریم و سنت پیامبر خدا (ص) شکل گرفت و با گذر زمان و بهموازات تکامل نهاد قضایی و دیوانسالاری اسلامی، متحول شد و سرانجام، بهعنوان بخشی از قوانین جزایی دین اسلام، رسمیت یافت. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، درصدد بررسی و سنجش میزان تأثیرپذیری مجازت زنان از قوانین دین اسلام در قرون نخستین اسلامی است و همینطور، چگونگی تدوین قوانین جزایی خاص برای زنان و فرایند شکلگیری زندان زنان را مورد کاوش قرار میدهد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که در زمان پیامبر خدا (ص) مکانی به نام زندان وجود نداشت، اما از زمان خلیفۀ دوم، زندان پدیدار شد و در زمان امویان، بهعنوان نهادی خاص رسمیت یافت. البته شکلگیری زندان زنان در زمان عباسیان رخ داد که افزایش نقش اجتماعی و سیاسی زنان و گسترش جرائم در میان آنها را نشان میدهد.
فصاحت و بلاغت و شاهکار نصرالدین نیرنگباز
نوشتهٔ ژانت آفاری

ترجمهٔ زهرا کاظمی

نصرالدین افسانهای محبوبترین شخصیت فرهنگ عامیانه در افسانههای خاورمیانه، آسیای مرکزی، بالکان، روسیۀ جنوبی و ماورای قفقاز است. نام او در مناطق مختلف دستخوش تغییراتی گشته است. ترکها، یونانیها، صربها، کرواتها و آلبانیاییها او را نصرالدین هوجا مینامند. در ایران و جمهوریهای امروزی آذربایجان و گرجستان او را ملانصرالدین مینامند. برخی از شوخیهای منسوب به نصرالدین از جهان عرب سرچشمه میگیرد که در آنجا به این شخصیت نیرنگباز جوحیٰٰ (Djohâ) میگویند. در آسیای مرکزی، نصرالدین را اپندی (افندی) میگویند. این شخصیت نیرنگباز از طریق اقتباسهای اویغوری به چین مدرن رسید و در آنجا افانتی شد.[i]



از اشارات تاریخی در مطالعات ادبی تا تاریخنگاری ادبی
سیّدعلی کاشفی خوانساری

گرچه در عمدۀ مطالعات ادبی خواهناخواه پای دادههای تاریخی نیز به میان میآید، اما چنین نوشتههایی را نمیتوان الزاماً و بهتمامی تاریخ ادبیات تلقی کرد. مطالعات ادبی معمولاً با اشاراتی به زندگی ادبا و شرایط فرهنگی و اجتماعی زمانۀ ایشان و یا نکات تاریخی دیگر درباره نوشتهها و نویسندگان همراه است؛ با این وجود تاریخنگاری ادبی با شروط و شرایط بیشتر از این معنا مییابد.
در این یادداشت کوشیدهام با ارائۀ مثالهایی از توجه به تاریخ ادبیات در متون نظری ادبیات کودک و نوجوان، مرزهای روشنتری میان تاریخنگاری ادبی و سایر رویکردهای متشابه، همچون صبغۀ تاریخی تذکرهای و اشارات گذرای تاریخی در مطالعات ادبی، ترسیم شود و مصادیق کامل و مطلوب نگارش تاریخ ادبیات تبیین گردد.
سادهترین تعریف تاریخ، همان زمان است. تاریخ مقولهای کاملاً وابسته به زمان است. هر لحظهای که میگذرد، به گذشته، و به تعبیری، به تاریخ میپیوندد و اگر از آن لحظه یاد کنیم به حیطۀ تاریخ پا گذاشتهایم. با این حال معمولاً منظور ما از تاریخ، نه خود گذشته، بلکه سخن از گذشته گفتن یا روایت گذشتگان است.
ایرانیترین نویسنده و کودکان و نوجوانان ایران
سیّدعلی کاشفی خوانساری
مرحوم اسلامی ندوشن سالهای سال از ایران گفت و از ایران نوشت و کوشید ایرانیان ایران را بهتر بشناسند و بهتر پاس بدارند. آیا او در سالهای طولانی فعالیتهای ادبی و قلمی، گامی هم برای گره زدن زلف دل کودکان و نوجوانان به این سرزمین برداشته یا خیر، این یادداشت تأملی کوتاه و ذکر چند نکتۀ پراکنده دربارۀ این پرسش است.
مردمنامه
پراکندگی آرامگاه امامزادگان در ایران روزگار آلبویه
مصطفی سعادت

چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی و چرایی پراکنش جغرافیایی امامزادگان در ایران است. از «پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران» استفاده شد تا شمار امامزادگان و امامزاده ابراهیم به تفکیک استان به دست آید. در مجموع، 3ꓹ633 امامزاده و 226 امامزاده ابراهیم در کشور مشخص شد. فراوانی ابراهیم در میان نامهایی که حضرات معصومین علیهمالسلام بر فرزندان ذکور خویش میگذاشتند، 33/3 درصد است.
اگر تمام امامزادگان مذکر باشند، انتظار میرود که نام 121 امامزاده ابراهیم باشد. در حالیکه شمار امامزاده ابراهیم تقریبا دو برابر بیشتر از حد انتظار است. استانهای کشور را میتوان بر اساس فراوانی امامزاده و امامزاده ابراهیم به سه گروه به شرح زیر تقسیم کرد: گروه اول استانهای با فراوانی کم امامزاده که عمدتا در شرق، شمالغرب و غرب ایران قرار گرفتهاند، مانند استانهای سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، اردبیل، آذربایجانغربی و کردستان.
گروه دوم استانهای با فراوانی زیاد امامزاده، که همچون نواری در میانه کشور از شمال تا جنوب کشیده شده است و استانهای گیلان، مازندران ، فارس، اصفهان، تهران، قم و مرکزی را در خود جای داده است. گروه سوم که فراوانی میانهای دارد شامل سایر استانهای کشور است. در میان استانهای با فراوانی بالا، مازندران و گیلان دارای فراوانی بیشتری هستند. گیلان و مازندران خاستگاه آلبویه است و آنان بر ری، فارس، اصفهان، همدان و کرمان، مدت زمان بیشتری حکم راندند. در این پژوهش نشان داده شده است که جو فرهنگی حاصل از نهضت شعوبیه و قلمرو حکومت آلبویه از جمله علل احتمالی پراکنش غیرتصادفی فراوانی امامزاده و امامزاده ابراهیم در ایران باشد.
کلیدواژهها: آرامگاه، ابراهیم، امامزاده، ایران، آلبویه، پراکندگی، شعوبیه

مردمنامه
بی پولی، یکی از علل ناکامی دولتهای مشروطه
(بازنویسی یک سند)
عبدالمهدی رجائی

مقدمه
دربارۀ شکست یا ناکامی نهضت مشروطه در ایران، مباحث بسیاری در حوزههای نظری و عملی درگرفته است. در سالهای اخیر این پرسش بیش از پیش ذهن محققان را به خود مشغول کرده است. ما در مقالۀ حاضر به یکی از دلایل ناکامی و تزلزل دولتهای مشروطه، یعنی«بیپولی» دولتها، توجه کرده و میکوشیم اظهار نماییم این ورشکستگی مالی در اثر اختلال در روند سنتی مالیاتگیری و ارسال آن به مرکز اتفاق افتاد.
در این باره سندی در دست داریم که از میان اسناد سازمان اسناد ملی ایران برگزیده و بازنویسی شده است، و آن گزارش مفصلی است که رئیس ادارۀ مالیه ولایت ثلاث (شامل گلپایگان، کمره و خوانسار) در سال 1335ق / 1295ش به خزانهداری کل کشور نوشت. در این نامه بهصراحت و بهطور مفصل علل جمع نشدن مالیاتها را بیان میدارد. اهمیت سند بدین خاطر است که جنبههای سیاسی، اجتماعی و حتی اداری این ناکامی مورد اشاره قرار گرفته است. میتوان این علل را به کل کشور در آن زمان تعمیم داد و بهطور نسبی دریافت چرا دولتهای مشروطه اغلب به خاطر خزانۀ خالی در مرز ورشکستگی بودند. امید است انتشار این مقاله پاسخهای چرایی شکست مشروطه را تا حدودی به امور مالی و مالیاتی نیز بگرداند.



مردمنامه
فرهنگ و زندگی در ایران عصر قاجار و خاورمیانه (جستجویی در خانهها و اندرونیها)، نوشتهٔ جنیفر اسکرس؛ ترجمهٔ مرضیه قاسمی و علیرضا بهارلو
فریما دستیار

تاریخ اجتماعی یکی از گرایشهای تاریخ است که حوزهٔ وسیعی از جلوههای مختلف زندگی و فرهنگ انسان گذشته را بررسی میکند و به مطالعهٔ ساختار، فرآیند، برآیند و کنش آدمی میپردازد. در بین فرضیههای تاریخ فرهنگی، دیدگاههای اساسی وجود دارد که بر مبنای آنها هر جامعهای با وجود تنوّع در شکل زندگی و تفکر، یکپارچگی مهمی دارد که ویژگیهای خاصی بر آن حاکم است و مانند موجودی زنده، مراحل تکوینی متعددی را پشت سر خواهد گذاشت.[i]
فرهنگ و زندگی در ایران عصر قاجار و خاورمیانه (جستجویی در خانهها و اندرونی)، کتابی است که خواننده را به تماشای خانههای ثروتمندان ترکیه، مصر و ایران ( از قرن شانزده تا نوزده میلادی) دعوت میکند. گرچه در این دوره جامعهٔ اعیان ترک، مصری و ایرانی از تفکرات وارداتی اروپا تأثیر پذیرفته بودند، در عین حال خانوادهٔ گسترده بدون تغییر .باقی مانده و روابط سنّتی، کارهای روزمره و جشنها و اعیاد به همان سیاق قبل ادامه مییافت.

خیزِ خام یا خیزِ ناتمام!
مصطفی نوری

مقدمه
پرداختن به تاریخ فرودستان در حوزۀ تاریخنگاری ایران سابقۀ طولانی ندارد. اگر از آثاری مانند مصیبت وبا و بلای حکومت از هما ناطق که به تأثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دورۀ قاجار و قحطی 88-1286 قمری پرداخت درگذریم، موج جدی توجه به تاریخ اجتماعی و فرودستان را میتوان در آثاری مانند محیط مصنوع و شکلگیری طبقه کارگر،[i] تاریخ فرودستان جستارهایی در تاریخ اجتماعی کارگری و ملی ایران،[i] مواجهه با بیکاری در ایران (1356-1340)،[i] نفت و زندگی[i]، مؤسسات خیریۀ رفاهی-بهداشتی در دورۀ رضاشاه،[i] کوچ در پی کار و نان،[i] وضعیت اشتغال زنان در دوره رضاشاه[i] و تاریخ کودکی در ایران (از آغاز عصر ناصری تا پایان دوره رضاشاه)[i] جستجو کرد.

تلگرامنوشتهها
کانال تلگرامی و تارنمای مردمنامه از نوشتهها و یادداشتهای اهل قلم و اندیشه، بهویژه دانشجویان، دربارۀٔ تاریخ مردم و تاریخ به زبان مردم استقبال میکند. در این بخش، گزیدهای از یادداشتهای فرستادهشده به کانال تلگرامی/ تارنمای مردمنامه در فصول گذشته منتشر میشود.
در تاریخ ایران، خوراک و آشپزی صرفاً پاسخی به نیاز اولیه انسانی نیست، بلکه همواره دارای کارکرد، ابعاد و مسألههای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، مفهومی، هنری، دینی و … است. گاه ابزاری برای ترور شخصیتهای سیاسی، گاه وسیلهای برای گشودن دروازههای شهرها، گاه عامل شورش و بلوا، گاه مسبب ادامه فرمانبری، گاه دستمایه شعرسرایی و کنایههای عامیانه، گاه مبنا و اساس مرزبندیهای فقهی و مذهبی و … است. خلاصه آنکه گاهوبیگاه در قلمروهای مختلف زندگی ایرانی حضور مییابد و اثر میگذارد. یکی از این خوراکها، سبزیپلو با ماهی ست که انبوهی از مضامین و کارکردهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی را دنباله خود ساخته است.
درگذشتها
حسین منوچهری؛ دانشآموختۀ کارشناسی ارشد تاریخ ایران دورهٔ اسلامی دانشگاه تهران
کشتهشدن مهسا امینی، دختر 22 سالهٔ ایرانی اهل سقز در 25 شهریور 1401، تاریخ ایران را به پیش و پس از خود تقسیم کرده است. پس از این رویداد، تراژدی خون و مرگ، برآمده از کشته شدن بیگناهان، بر جامعهٔ ایرانی سایه افکنده است. مجبوریم تنها به تسلیتی به همهٔ ایرانیان، بهویژه خانوادههای کشتهشدگان، بسنده کنیم و همچون همیشه تنها به یادمان کوتاه شماری از نخبگان مردمی، که ارتباطی ویژه با تاریخ مردم دارند و در زمستان 1401 و بهار و تابستان 1402 درگذشتهاند، بپردازیم. ترتیبِ آمدن نام افراد بر اساس زمان درگذشت آنهاست.