(پیمان- دفتراشعارترکی وفارسی محمودقبه زرین-(م.ق. آراز

سخنی چند در باب این کتاب

اؤن سـؤز یئرینه

تورکی شعـرلر

صبـح نمازی

سـاوالان

یاز آخشـامی

پرومته‌یه…!

آچیلمیر سحر…!

انشاء کلاسی…. !

سیندی ساز

بهروز سیفینین شهید اولدوغونا….

آغاج اکدیم

سئو منی فیلمینه یازیلمیش سؤز

دالغاالر

چال عاشیـق

ماتم یازیسـی

تبریـز رادیوسوندا هنـر برنامه‌سینه

بو سؤز عمر یولداشیم ژالـه‌دن دیر

علی حقشناسین اوغلو وارانین دوغوم گونونه خاطیر

دئدیم آراز

عزیز ننهم

شکوائیه…

دهشتلی دالان

آنا

منده بیر مبارز…!

گوللـه‌لـر قوناغی…؟

گؤزلـریم

بازنشسته اولدوغوما خاطـر….

هاوا حقینده

رادیـو تبریزده ائل سئون برنامه‌سینه…

پرویز سیفینین…

کهنه‌لــر…

عمـر یولداشیم ژاله‌نین …

ماهنـی قدغـن

بو نهدن ؟

ماهنـی ) آنا (

ایران فوتبـال تیمی فـرانسادا…..

گینـه یلـدا….

ماهنی

یئنـی دیل

دوشمه‌میشیک بیـز نفسدن!

بیـر سس‌سیز ماهنییام!

ژالـه‌نین آتاسـینین اؤلـومونه … چایدا بالیق یان گئدر

باز نشسته‌لیگه ….

بیر ایچیم صحبت…

غزل لـر سرخوش!

علی سلیمی یئتمیش ایل‌لییی خاطرینه

موغام یاریشماسیندان منه بیر سس…

اشعـارفارسی محمود

همسنگر

گره دار

به یاد فروغ فرخـزاد

در عشق جزیره

در عشق جزیره 2

در عشق جزیره 3

واژه‌هـا…

در آنروزهای ترس وحشت …

سالم دریا…

سالها پیش در آغوش امواج خزر

هوا بس ناجوانمردانه سرد است…

تقدیم به شاملو

آنگاه خورشید سرد شد …

بیاد اخوان

دلگیر

در حسرت » گ و ش ت « !!

در جشنـواره تئاتر

جنون گاوی

تئاتر از جنگ …

بخاطـر پیوند راحله و داود

در انتظار فرزندان سحر- آیدا و آیدین

بخاطر زاد روز فرزانه چ

با تـار بیگجـه خانی

در پیوند دلها

در سوگ وحید حقی

روزگار عجیبی است نازنین

هنرمند گـرانمایه و دوست عزیزم محمود قبـه‌زرین که، همسرشان پیمان صدایش می کرد، سخت بیمار بود. با آقای احمد عسگرپور و تنی چند از دوستان با وسایل کامل ضبط صدا و فیلم‌ برداری با اطلاع قبلی به عیادتش رفتیم. درمورد کارهـای هنری و زندگیاش با او به گفت و گو نشستیم. درصفحات بعدی متن پیاده شدهی آن مصاحبه را تمام و کمال خواهید خواند. بعد از گفت وگو خواستیم که چندتا از شعرهایش را برایمان بخواند که خواند با شور وشوق هم خواند. بعد دفترش را بست و رو کرد به من گفت: »از تو خـواهشمندم که این اشعـار را جمع‌ بندی کـرده و منتشر سازی.« من با کمال میل پذیرفتم. بعد از درگذشت آن هنرمند و شاعر شریف، همسر محترمشان سرکار خانم ژاله حقی دفترهایش را جمع کرده و کپی برداری کـردند و به من سپردند. من اشعار را، بخشبندی و ویرایش کرده و به دست دوست شاعرم ع.ن. چاپار سپردم که بازخوانی کرده و به من باز گرداندند. من مجموعه اشعار استاد محمود قبهزرین )م.ق.آراز( را با عنوان »پیمان« که حاوی اشعار ترکی و فارسی شاعـر است را به ناشری سپـردم. ناشر مذکـور نیز پس از مدتهـا سر دواندن، نه تنها کاری نکـرد، که متنهـای تایپی و دست‌ نویس را نیز بر نگرداند. گذشت و گذشت تا اینکه نشر موغام، آمادگی خود را برای انتشار این اثر اعلام نمود. متن مجددا از روی کپی دستنویسها تایپ شده، دوباره ویرایش وبازخوانی مجدد شد. و پس از حذف چند شعر انگشت شمار، به سرکار خانم سحر بارانی سپرده شد. ایشان نیز با دقت و حوصلهای ستودنی، یکسان سازی رسم الخط متن اشعار را کشیدند. جا دارد ازآقای سعید موغانلی که زحمت بازخوانی مجدد اشعار را قبـول نمودند نیز سپاسگزاری کنم

. حسـن ریاضـی ) ایلـدیریم (