هزار بادهٔ ناخورده

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان /هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

علامه محمد اقبال لاهوری

امروز عصر یک تلفن از یک شماره ناشناس موبایل داشتم.
پس از سلام و تعرافات متداول، یک صدای لطیف با لهجه شیرین اصفانی پرسیدند: شما ناشر «یادمان صمد» هستید؟
عرض کردم. بلی بفرمائید، امری باشد
که ایشان هم فرموندو چه نیکو فرمودنی!

چند انتقاد و پیشنهاد به جا که در نوبت بعدی چاپ، حتما آنها را تا حد امکان لحاظ خواهم نمود.
پیشنهادات ایشان به قرار زیر بود:

  • درج منابع و ماخذ هر کدام از مقالات و نوشته‌ها با کمک خانواده و دوستان آقای درویشیان
  • آوردن مقدمه آقای درویشیان که در نوبت اول چاپ موغام غائب است.
  • جمع آوری نقدها و نظرها در مورد کتاب “یادمان صمد” و نشر کل/ خلاصه آنها  تحت عنوان ضمیمه ناشر
  • در صورت امکان نوشتن توضیحی از سوی ناشر
  • آوردن آدرس و شماره تلفن انتشارات در شناسنامه

جای خوشبختی است که در این “زمانه کاری نکردن‌ها” و این وانسفای پر آشوب، عزیزی وقت می‌گذارد و کتاب می‌خواند
و از آن مهمتر ، وقت و اندیشه و تماس می‌گیرد و اندیشه‌اش را و نگاه و نقدش را با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

به تواضع سر خم کرده و ادی احترام می‌کنم.

بیش از این نشاید گفتن.

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان /هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

 چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست / قبای زندگیش از دم صبا چاک است

اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر/  دلی که از خلش خار آرزو پاک است

به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی / چو خش مزی که هوا تیز و شعله بی‌باک است