مادح خورشید مداح خود است

امروز مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فی‌نفسه بر موحد نمی‌افزاید

مادح خورشید مداح خود است

دکتر شفیعی کدکنی
استاد محمد علی موحد

اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان می‌دهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعی‌کدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانه‌درشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعی‌کدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی می‌گذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا می‌فرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچک‌داشت دیگری نمی‌بینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمی‌دانند… درود بر محمدعلی موحد که آنقدر نازنین و نازنین و نازنین است که مثل شفیعی‌کدکنی‌مردی در صف‌النعال مجلس
بزرگداشتش بر زمین می‌نشیند.
از کانال تلگرام خوابگرد.

 

سر آغار دفتر پنجم مثنوی

….

 شرح تو غبنست با اهل جهان/ هم‌چو راز عشق دارم در نهان

مدح تعریفست در تخریق حجاب/ فارغست از شرح و تعریف آفتاب

مادح خورشید مداح خودست / که دو چشمم روشن و نامرمدست

ذم خورشید جهان ذم خودست / که دو چشمم کور و تاریک به دست

تو ببخشا بر کسی کاندر جهان / شد حسود آفتاب کامران

تو اندش پوشید هیچ از دیده‌ها / وز طراوت دادن پوسیده‌ها

یا ز نور بی‌حدش توانند کاست / یا به دفع جاه او توانند خاست

هر کسی کو حاسد کیهان بود / آن حسد خود مرگ جاویدان بود

….