به زودی:اسطوره‌شناسی‌هاکتاب 4 – جوزف کمبل


به زودی:اسطوره‌شناسی‌هاکتاب 4 – جوزف کمبل

به جرات میتوان گفت که در حوزهی مطالعات اسطوره شناسانه هم در سطح جهانی آن هم –در سطح ایران هیچ اسطوره°شناسی از شهرت و آوازهی جوزف کمبل برخوردار نیست. اغلب -اسطوره شناسان در حیطه ی تخصصی خود و برخی از آنان در دیگر حیطه ها هم مشهور بوده و نام ونشانی دارند، اما، باید توجه داشت که هیچ کدام از آنان در این خصوص از توان رقابت با کمبل بهرهنمیبرند.

آراء و نظرات او نه تنها در حیطه ی تخصصی اش بلکه در حیطه های دیگر نیز به انحاء متفاوت به کار گرفته شده و میشود. اسطوره شناسی جوزف کمبل در حوزه ی مطالعات اسطوره شناسانه شیوهای نو محسوب میشود که در ابداعی بودن آن هیچ جای بحث نیست، چنانکه در کاربردی بودنآن هم. و شاید عمده شهرت اسطوره شناسی کمبل و به تبع این خود او هم، همانا، کاربردی بودن، قابلیت بالای عملیاتی شدن یا به بیانی دیگر به سهولت به اجرا درآمدن شیوهی ابداعی او باشد. جای توجه دارد که، این شیوه به محض شکلگیری در حوزهی مطالعات اسطوره شناسانه، در حوزه ی ادبیات و هنر هم در ساحت خلق و هم در ساحت درک چندان به کار رفت که امروزه در اغلب یا حتی – –

تمامی فهرستهای روشهای نقد ادبی و هنری با صلابت جای گرفته و از این راه بر شهرت و آوازه ی جوزف کمبل کماکان میافزاید. و این یکی از

اهم دلایل نگارش این نوشتار برای نگارندگان است.

و به تحقیق میتوان گفت که اسطوره شناسیِ خاص جوزف کمبل؛ تک اسطوره، یک اسطوره شناسیِ تطبیقیِ ساختگراست که اصول عرفان شرقی در اساس آن لحاظ شده است. به دیگرسخن، سه امر در شکل گیری، نوع و نحوهی شکوفایی، و روند توسعه ی اسطوره شناسی خاصِ کمبل به شکل بنیادین آن موثر بوده اند: روش تطبیقی که روش پرداختن به دانشهای تطبیقی است و این نوع از علوم از یک سو در مقابل دانشهای منطقهای، فرهنگی و تمدنی قرار دارند و از سویی دیگر در مقابل دانشهای محض و ناب. و به کارگیری این روش در حوزهی مطالعات اسطوره شناختی به ابداع روشی نو در این حیطه انجامید به نام اسطوره شناسی تطبیقی که به بررسی قیاسی تطبیق یِ نظاممند –مضامین و روایتهای اسطورهای فرهنگها و اقوام متفاوت میپردازد، به ویژه فرهنگها و اقوامی کهخاستگاههای مشترکی دارند. ساختگرایی که به مثابهی یک روش،  یک رویکرد یا حتی یک پارادایم،بر این عقیده است که مظاهر انسانی در عین تعدد و تنوع و تکثر، دارای ساختارهایی محدود و قابل

احصا هستند که میتوان این مظاهر متعدد و متنوع و متکثر را به نظام یا نظامهایی تقلیل داد که پس پشت این پدیدههای ظاهری بوده و اساس و بنیان آنها را تشکیل میدهند. و به کارگیری این روش در حوزه ی مطالعات اسطوره شناختی به ابداع روشی نو در این حیطه انجامید به نام

اسطوره شناسی ساختگرا؛ روشی که در این حوزه به شکل کوشش در جهت کشف و استخراج وجوه مشترک و بنیادین اسطوره ها تجلی یافت. و عرفان شرقی که هدف حیات آدمی را آگاهی، معرفت و یا شناخت میداند و غایت این همه را یکی شدن با هستی مطلق یا در یک کلمه وحدت. و از این راه آدمی را در حکم یک فاعل شناسا به سیر و سلوکی بیوقفه و پیوسته میخواند که در ذات خود دو وجه دارد: وجه انفسی و وجه آفاقی. در این عرفان کمال آدمی جز از طریق این سیر و سلوک میسر نمیشود و حد اعلای این تکامل تطابق این دو وجه است و فنای هستی بشری در هستی مطلق. کوتاه سخن این که، جوزف کمبل با قائلیت توامان به اسطورهشناسیِ تطبیقی از سویی و اسطوره شناسیِ ساختگرا از سوی دیگر، و به کارگیری اصول عرفان شرقی در حوزهی مطالعات اسطوره شناختی برای نخستین بار، سعی کرد با گردآوری تمامی قهرمانان اساطیری از اقصی نقاط جهان و تطبیق پیرنگ داستانی تک تک آنها با هم، الگوی واحدی تبیین کند به نام قهرمان که در حکم یک شخصیت اسطورهای شخصیت محوری تمامی روایتهای اسطورهای تمامی اقوام جهان است و سفر او پیرنگ  تمامی داستانهای اسطورهای در تمامی فرهنگهای جهان. این میان، جای توجه دارد که سفر این قهرمان با تک تک مراتب آن یادآور وجه انفسی و وجه آفاقی سیر و سلوک عارفانهی شرقی به طور

توامان است. و این در حالی است که تطابق این دو هم در مبحثی از اسطوره شناسی کمبل مطرح میشود که او خود ” ناف هستی ” می نامد و ” تو، آن هستی ” که برگرفته از متون عرفانی هند است و عنوان یکی از کتابهای مهم او. و این یکی از اهم دلایل نگارش این نوشتار برای نگارندگان است.

 به قلم : بهمن نامور مطلق- بهروز عوض ور